چرا تأسیسات به طور ناگهانی در اطراف جورج سوروس محدود شده است؟

این الیگارشی ویرانگر و مغرور اکنون به عنوان یک مادر ترزا مرد حمایت می شود

وی گفت: "ترس آنها از پوپولیسم باعث شده است كه آنها مواضع تندی نسبت به هرکسی كه اقتدار اخلاقی یا سیاسی خود را زیر سوال ببرد ، بگیرند. و در این شرایط ، سوروس به نوعی قهرمان ضد پوپولیست تبدیل می شود که باید اعتبار وی را تأیید و جشن گرفت و منتقدانش را لعنت کرد "

هرکسی که جرات انتقاد از دلال میلیاردر جورج سوروس را داشته باشد ، می تواند انتظار داشته باشد که به عنوان یهودی ستیزی محکوم شود. بنابراین هفته گذشته ، هنگامی که راجر اسکرتون نامهربانی در مورد سوروس در یک صحبت کرد مصاحبه با دولتمرد جدید، اجتناب ناپذیر بود که بخشهایی از رسانه ها او را به عنوان یک شرور بیگانه ستیزی معرفی کنند. اسکرتون به "امپراتوری سوروس" در مجارستان اشاره کرد و بلافاصله به عنوان مدرکی از وی کشف و ضبط شد ضد یهودیت. جورج ایتون ، که مصاحبه را انجام داده است ، توییت "هیچ زمینه ای وجود ندارد که اشاره به" امپراطوری Soros "(یک گروه ضد یهودی) درست باشد".

زمانی بود که انتقاد از سوروس به طور خودکار به عنوان نوعی بدعت سکولار محکوم نمی شد. برخی از رسانه ها بیش از هر چیز مایل به جلب توجه به رفتار انگلی انگلی به عنوان یک دلال بی رحم بودند که به نظر می رسید نسبت به تأثیر مخرب اعمال خود بر زندگی دیگران بی تفاوت است. حتی دولتمرد جدید آماده بود که بلندپروازی های سلطنتی سوروس را زیر سوال ببرد و انگیزه های این الیگارشی را زیر سوال ببرد. در واقع ، اشاره اسكروتون به "امپراتوری سوروس" در مجارستان در مقایسه با عبارت موجود در 2003 دولتمرد جدید پروفایل سوروس.

این نمایه توجه افرادی را بهمراه داشت که مجتمع نظامی - صنعتی آمریکایی هستند که هیئت مدیره سازمانهای غیردولتی متعددی را که توسط سوروس تأمین می شود ، تشکیل می دهند. این بخش اشاره کرد که گروه بحران بین المللی سوروس شامل شخصیت های "غیر دولتی" مانند مشاور سابق امنیت ملی ایالات متحده Zbigniew Brzezinski و ژنرال وسلی کلارک ، یک فرمانده عالی متحد سابق ناتو برای اروپا. La NS پروفایل گفت: "نمی توان به طور جدی" تردید داشت که "شرکت ها و سازمان های غیردولتی سوروس از نزدیک درگیر توسعه طلبی ایالات متحده هستند". ادامه داد: "سالها" ، "سوروس و سازمانهای غیردولتی او در تلاشند تا مرزهای" جهان آزاد "را گسترش دهند.

پس از آن علاقه سوروس به حمایت از تغییر رژیم وجود داشت. "مسلح به چند میلیارد دلار ، تعداد انگشت شماری از سازمان های غیردولتی و سر تکان دادن و چشمک زدن از وزارت امور خارجه ایالات متحده ، کاملاً ممکن است دولت های خارجی را که برای تجارت مضر هستند سرنگون کنید ، دارایی های یک کشور را تصرف کنید و حتی بخاطر تشکر از شما خیرخواهی پس از آن "، گفت 2003 NS پروفایل سوروس.

و سوروس قبلاً در مجارستان سخت کار می کرد NS پروفایل خاطرنشان کرد: "در سال 1984 ، وی اولین م Societyسسه جامعه باز خود را در مجارستان تاسیس کرد و میلیون ها دلار به جنبش های مخالف و رسانه های مستقل جلب کرد. این ابتکارات ظاهراً با هدف ایجاد "جامعه مدنی" برای تضعیف ساختارهای سیاسی موجود و هموار سازی استعمار نهایی اروپای شرقی توسط سرمایه جهانی طراحی شده است.  مستقل حتی بیشتر از دولتمرد جدید. در سال 1998 از سوروس به عنوان "خدا از همه نظرسنجی ها".

بازگشت به سال 2003 ، به وضوح دولتمرد جدید در این کار نبوده که به عموم مردم راهنمایی کند که شما در مورد سوروس چه می توانید یا چه می توانید بگویید. در آن صورت هنوز می توانست بلندپروازی شاهنشاهی سوروس را مورد انتقاد قرار دهد بدون اینکه با اتهام یهودستیزی روبرو شود. سوروس هنوز به عنوان یک شخصیت مقدس ادعا نشده بود. شانزده سال بعد و دیگر اوضاع نمی تواند متفاوت باشد. با سوروس اکنون به عنوان نسخه مرد مادر ترزا رفتار می شود. سال گذشته فایننشال تایمز او را به عنوان "شخص سال" انتخاب کرد و بدون کنایه ، وی را "حامل استاندارد لیبرال دموکراسی" توصیف کرد.

پس چه چیزی تغییر کرده است؟ چرا دستگاه سیاسی چنان سوروس و این ایده را که او نوعی مقدس لائیک است فدا کرده است؟

آنچه تغییر کرده این است: بسیاری از دستگاه های سیاسی غرب و طرفداران آن در رسانه ها کاملاً از فرسایش اقتدار و مشروعیت خود آگاه شده اند. زمینه برای فحاشی رسانه ای راجر اسکرتون، و از هر کسی که سوروس را انتقاد کند ، جنگ فرهنگی درگیر است. در این منازعه ، ارزشهایی که توسط نهادهای سیاسی و فرهنگی ترویج می شوند ، به صراحت مورد چالش قرار می گیرند که آنها با تحقیر به عنوان نیروهای پوپولیسم کنار می گذارند. ترس آنها از پوپولیسم باعث شده تا آنها در قبال هرکسی که اقتدار اخلاقی یا سیاسی خود را زیر سال ببرد ، مواضع سخت بگیرند. و در این شرایط ، سوروس به نوعی قهرمان ضد پوپولیست تبدیل می شود که باید اعتبار وی را تأیید و تجلیل کرد و منتقدانش را لعنت کرد.

اخیراً رد رایج سبک حکمرانی تکنوکراتیک در اتحادیه اروپا یک طبقه سیاسی تا آن زمان راضی و آرام را به حالت تدافعی واداشته است. آنها به درستی سوروس را یکی از نظرات خود می دانند و معتقدند که هرگونه انتقاد به این "حامل استاندارد لیبرال دموکراسی" شجاعانه حمله به شان مشروعیت به همین دلیل اسکرتون ، همان لحظه ای که درباره جاه طلبی شاهنشاهی سوروس صحبت می کرد ، مجبور به شیطان پرستی شد.

در گذشته ، سوروس در مورد اشتیاق به شهرت و قدرت کاملاً صریح بود. او یک بار گفت:: "من همیشه نظر اغراق آمیز درباره اهمیت خود را داشته ام." او گفت ، "به صراحت بگویم" ، من خودم را نوعی خدا یا یک مصلح اقتصادی مانند کینز یا حتی بهتر از اینشتین تصور می کردم. سوروس به وضوح از بازی با خدا لذت می برد و معتقد است که مجبور نیست مسئولیت زیادی را در قبال عواقب مخرب اعمالش به دوش بکشد. در واقع ، هنگامی که با نتایج ویرانگر گمانه زنی ارزی خود در مورد اقتصاد شرق دور در سال 1997 روبرو شد ، وی پاسخ داد:: "من به عنوان یک شرکت کننده در بازار نیازی به نگرانی در مورد عواقب عملکرد خود ندارم."

سوروس همچنان یک سازنده مشتاق است. من مطمئن نیستم که Scruton برای ارجاع به "امپراتوری Soros" در مجارستان کاملاً دقیق است یا خیر - اما اگر وجود نداشته باشد ، به دلیل کمبود تلاش نیست. در طی مکالمات من با روشنفکران مجارستانی در دهه 1990 ، بسیاری از آنها اشاره به این واقعیت داشتند که سوروس در اوایل دهه 1980 برای "رفتن به خرید روشنفکران و شخصیت های عمومی" به کشور آنها آمده است. بسیاری از آنها تأیید کردند که از دریافت بودجه از سوروس خوشحال هستند زیرا منبع مالی واضح دیگری وجود ندارد. سوروس با فعالیت های خود با موفقیت نفوذ قدرتمندی را در زندگی عمومی مجارستان ایجاد کرد.

افراد ثروتمند کاملاً حق دارند در امور عمومی نقش فعالی داشته باشند. با این حال ، وقتی فردی تنها از ثروت خود برای تأثیرگذاری بر فرهنگ سیاسی یک جامعه استفاده می کند ، از نظر اخلاقی چیزی اشتباه است. چنین رفتاری به ویژه هنگامی غیراخلاقی است که یک الیگارشی قادر به اعمال قدرت بر جامعه ای باشد که در آن عضو نیست. به نظر من واضح است که سازمان های غیردولتی که سوروس در مجارستان بودجه خود را تأمین و حمایت کرد ، به سرعت وسیله نقلیه پروژه جدید استعماری وی شدند. این پروژه مورد استقبال بسیاری از روشنفکران مجارستانی و سایر چهره های عمومی قرار گرفت. گابور دمسکی ، شهردار سابق مجارستان ، با شور و هیجان گفت: "تعداد کمی از افرادی که جورج سوروس را در اختیار بوداپست قرار داده اند". دامسکی گفت: سوروس به برخی از "تغییرات ساختاری و ذهنی عظیم در پایتخت و مجارستان" کمک کرده است.

می خواهم در یک یادداشت شخصی نتیجه بگیرم. در سال 2013 ، من برای سخنرانی در یک رویداد که توسط یکی از بنیادهای سوروس در بوداپست تأمین بودجه دعوت شدم: تبادل جوانان جامعه آزاد. فعالان غیردولتی تأمین شده توسط سوروس از مناطق مختلف جمهوری های شوروی سابق و اروپای شرقی در آنجا حضور داشتند. هنگام ناهار در هتلی در بوداپست ، من با جاه طلبی شاهنشاهی که شبکه Soros را هدایت می کرد روبرو شدم. من به طرفداران هلندی ، آمریکایی ، انگلیسی ، اوکراینی و مجاری سازمان های غیردولتی سوروس گوش می دادم که در مورد موفقیت های خود لاف می زدند. برخی ادعا کردند که آنها نقش عمده ای در بهار عربی در مصر داشتند. دیگران افتخار خود را از کمک به دموکراتیزه کردن اوکراین ابراز داشتند. برخی در مورد سهم خود در سرنگونی رژیم قذافی در لیبی سر و صدا کردند.

من بی سر و صدا نشستم و با این افراد که خیلی راحت تصور می کردند که آنها حق دارند در سراسر جهان بازی کنند خدا احساس ناراحتی می کنم. در یک لحظه ، رئیس میز - یکی از رهبران مجارستان در یکی از سازمان های غیردولتی سوروس - از من س Iال کرد که نظر من در مورد کار آنها چیست؟ من پاسخ دادم که من مطمئن نیستم که آیا تحمیل ایده آنها از دموکراسی بر مردم لیبی قانونی است یا اینکه م itثر خواهد بود. بدون تردید ، رابط من با کلمات مرا دور زد: "من فکر نمی کنم ما مجبور به انتظار باشیم تا زمانی که مردم لیبی جفرسون خود را پیدا کنند!"

تا به امروز لحن متکبرانه ای را که او با من در مورد چگونگی خدمت به سازمانهای غیردولتی تأمین شده توسط سوروس به عنوان معادل عملکردی توماس جفرسون برای مردم سراسر جهان به من یادآوری می کند. از استكبار كاملاً شوكه شدم. من مطمئن نیستم که آنها چقدر در نقش خود در بی ثبات سازی رژیم قذافی اغراق می کردند. با این حال، استكبار نو استعماری و ضد دموكراتیكی كه آنها نسبت به مردم لیبی از خود نشان دادند ، در ذهن من باقی خواهد ماند - این شباهتی به دیدگاه شبكه گسترده سوروس در مورد رای دهندگان اروپایی امروز به عنوان یك جنجال پوپولیستی ندارد.

در مورد تاکتیک بی اعتبار کردن منتقدان سوروس با اتهام یهودستیزی - بسیاری از افرادی که ادعا می کنند استفاده از اصطلاح "امپراتوری سوروس" یهودی ستیزی است ، اگر کسی بخواهد در مورد لابی یهودی تسلط یابد ، چشم خاموش نخواهد بود. کنگره آمریکا نگرانی آنها درباره یهودستیزی نگرانی کاملاً انتخابی است. این سلاح سازی یهود ستیزی یک تعصب بسیار خطرناک را بی اهمیت جلوه می دهد. این طعمه زدن منتقدان سوروس به عنوان یهودی ستیز ، عامل مبارزه با یهود ستیزی واقعی است. بگذارید به آنها اطمینان دهم که برای منتقدان سوروس مانند خودم ، تنها ویژگی بی ضرر جورج سوروس این است که اتفاقاً یهودی است.

اسکرتون ، که به دلیل جرات انتقاد از سوروس ، شغل مشاور دولتی خود را از دست داد ، با هزینه خود آموخته است که وقتی شما از "حامل استاندارد لیبرال دموکراسی" انتقاد می کنید ، حق آزادی بیان اعمال نمی شود. شرم آور یک دولت شیطنت محافظه کار بخاطر برخورد تکان دهنده اش با اسکرتون. خوشبختانه ، کسانی که متعهد به خاموش کردن منتقدان سوروس هستند ، متوجه خواهند شد که رفتار سانسورآمیز آنها باعث تحریک بیشتر افراد در ایجاد سوال در مورد این الیگارشی و رفتارهای مخرب وی می شود.

منبع: طناب دار

اشتراک
اطلاع از
guest
1 اظهار نظر
قدیمی ترین
تازه ترین بیشترین تعداد رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

John C Carleton
جان سی کارلتون
ماه 7 پیش

او سزاوار یک دادگاه عادلانه حقوقی برای جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی است.
به دنبال یک حلق آویز عادلانه است.
سود رباخواری وی را بدست آورید ، آن را به فقیرانی که از آن سرقت کرده توزیع کنید.

ضد امپراتوری