چه اتفاقی می افتد اگر روسیه در سال 2014 به دلیل سوختن کریمه ایستاد؟

برای کسانی که فکر می کنند این یک اشتباه استراتژیک است مسکو من ، بیایید یک واقعیت خلاف را اجرا کنیم

یک انتقاد مداوم از تصمیم روسیه برای الحاق کریمه / حمایت از حق تعیین سرنوشت ملی مردم این کشور [مطابق با ترجیحات ایدئولوژیک شما] این است که این مزایای نه تنها برای روسیه ، بلکه برای خود پوتین نیز دارای مزایای مشکوکی بوده است.

این برداشت معمول است. به عنوان مثال ، همزمان با نزدیک شدن به پنجمین سالگرد الحاق کریمه به روسیه ، هر دو لئونید برشیدسکی و نینا خروشچوا مقالاتی در رابطه با پرداخت پوتین برای کریمه داشت.

اما این فقط به مطبوعات غربی محدود نمی شود. روزنامه تجارت لیبرال ودوموستی اخیراً مقاله ای را اجرا کرده است که در آن منابع ظاهراً مرتفع از ماجراجویی کریمه ابراز تأسف می کردند.

اکنون اطمینان دارم که "لیبرال های سیستمی" در دولت روسیه وجود دارند که هرگز از ماجراجویی کریمه خوشحال نبودند. به عنوان مثال ، انواع که در مورد غر زدن دیگر مجاز به اسکی در کلرادو نیست. اگرچه هنوز هم تصور اینکه یک تمایل غالب یا حتی قابل توجه در نخبگان است ، مضحک است.

In یک بررسی گسترده از نخبگان سیاسی و تجاری روسیه در سال 2016 توسط یک سازمان نظرسنجی غربی انجام شد ، 88٪ آنها با این عقیده که این یک نقض قوانین بین المللی است مخالف هستند (10٪ موافقت کردند). *

این را می توان وکالت احساسات نخبگان در کریمه دانست. همچنین اتفاق می افتد که کاملاً مطابق با احساسات عمومی باشد ، آخرین نظرسنجی VCIOM چند روز پیش نشان داد 88٪ مشابه روسها از ادغام کریمه حمایت می کنند. به نظر می رسد که هم احساسات مردمی و هم نخبگان به طور چشمگیری در مورد "اجماع کریمه" متحد شده اند.

با این حال ، این واقعیت نیز وجود دارد که کریمه - و در نتیجه دخالت روسیه در دونباس - همچنین باعث ایجاد مشکلاتی برای روسیه شده است ، که تحریم های غرب را تحریک می کند ، "انزوا" از "جامعه بین المللی" (با توجه به این که این تا حد زیادی معادل غرب است) ، تحریک سرمایه گذاری خارجی و نوسازی تکنولوژیکی صنعت نفت و گاز روسیه ، کمک به یک عمیق و به ظاهر دائمی سقوط با احساس طرفدار روسیه در اوکراین ، و ایجاد منبع جدیدی از مشروعیت برای ناتو.

این "جنگ سرد دوم" هیچ نشانه ای از ذوب شدن را نشان نمی دهد ، با کنگره ایالات متحده بارها و بارها احتمال اعلام روسیه به عنوان حامی دولت ترور را تأمل می کند (و چه کسی می داند؟ این ممکن است در زمان رئیس جمهور بایدن یا رئیس جمهور هریس اتفاق بیفتد). بعلاوه ، حداقل طبق گفته میخائیل زیگار روزنامه نگار در کتاب «همه افراد کرملین» ، در اوایل سال 2014 میان کرملین ها در مورد کریمه اتفاق نظر وجود نداشت. "اجماع کریمه" تحولی پس از واقعیت بود.

در حالی که شاهین هایی مانند Glazyev ، متولد اوکراین ، پوتین را فشار می دادند تا آن را از بین ببرد - و موارد دیگر - گزارش هایی مبنی بر مخالفت خصوصی وزیر دفاع با آقای شوئیگو وجود داشت. ** هیچ چیز مجبور نبود پوتین را به این تصمیم یا تصمیم دیگر بکشاند. هرچه بود ، قابل اجتناب بود.

***

بنابراین آیا پوتین با ادغام کریمه یک عمر اشتباه کرد؟ برای پاسخ به این سوال ، بیایید به طور خلاصه تاریخچه پنج سال گذشته را مرور کنیم.

رتبه های تأیید پوتین از زمان تقلب در انتخابات دوما 60 در دسامبر 65 ، که باعث بزرگترین موج اعتراضات در روسیه برای بیش از یک دهه شد ، حدود 2011٪ - 2011٪ متغیر بود.

علاوه بر این ، این اتفاق در اوج رونق اقتصادی متوسط ​​ناشی از قیمت های ناپایدار بالای نفت رخ داد. آنها پس از بازیهای موفق المپیک زمستانی در سوچی ، طی ماه فوریه به 69٪ افزایش یافتند. اما این فقط می توانست یک افزایش موقتی باشد.

با این حال ، با پایان آن المپیک ، اوکراین در حال نابودی کامل بود. در کمتر از یک ماه ، کریمه به فدراسیون روسیه پیوست. موافقت پوتین تا حدود 80٪ افزایش یافت ، جایی که در کل رکود اقتصادی پنج سال گذشته تا اصلاحات اخیر در بازنشستگی باقی مانده بود (که به نظر می رسد با کاهش مشابه در 2004-05 در مورد درآمدزایی از مزایا ، موقت باشد).

همانطور که دانیل Treisman در سال 2011 در کتاب بازگشت اشاره کرد ، میزان تأیید پوتین همیشه احساسات اقتصادی را دنبال می کرد. اما بعد از کریمه ، این پیوند قطع شد. پوتین به یک شخصیت "کاریزماتیک" تبدیل شد ، یک پدر ملت ، یک کشور دوباره در سرزمین های روسیه بود - فراتر از ریزه کاری های پیش پا افتاده مانند PMI و درآمد واقعی.

این سرمایه عظیم سیاسی وی را در طی نیم دهه پایین آمدن قیمت های پایین نفت ، رکود و رکود اقتصادی ، تحریم های غرب ، سفت شدن کمربندهای مالی و سیاست پولی سخت به همراه داشت که به نظر می رسد سرانجام آفت تورم مداوم پس از شوروی را اهلی کرده است.

***

دونتسک ، تابستان 2014

حال بیایید تصور کنیم اگر روسیه در سال 2014 در حاشیه می نشست چه اتفاقی می افتاد.

اولاً ، روسیه در اوکراین کاملا تحقیر شده بود. بخشهای بخش راست در "قطارهای دوستی" خود برای شکست دادن جدایی طلبان به کریمه می رفتند و جنگهای خیابانی فزاینده ای را به راه می انداختند. ارتش اوکراین به محض این که قیام خود را تا اواسط سال 2014 بهبود بخشد ، سرکوب می کرد.

صحنه های قتل عام دونتسک در عوض از سواستوپول دیدن می کرد ، در حالی که ناوگان دریای سیاه از پادگان خود نگاه می کرد ، صدها کشته روسی داشت.

در میان دستگیری ها و انتقام جویی های گسترده متعاقب آن ، میادین اوکراین نیز به سرعت اقدام به بیرون راندن ارتش روسیه از کریمه می کرد (احتمالاً خود قیام را بهانه می کرد). غرب از اوکراین حمایت خواهد کرد ، شاید به پوتین به خاطر ماندن در جایزه پاداش دهد و به هر حال به دلیل "دامن زدن به" قیام چند مجازات علیه وی تحمیل کند.

در آن زمان ، برای تغییر مسیر خیلی دیر است.

توجه داشته باشید که تسخیر بدون خونریزی کریمه فقط به دلیل ناتوانی موقت دولت اوکراین در ماه های ابتدایی حساس سال 2014 بوده است. در این مرحله ، روسیه می خواست به راحتی بیشتر نووروسیا را از پیش رو بردارد - آن منطقه احتمالاً بیش از 20,000 هزار سرباز اوکراینی که به راحتی در کریمه تسلیم شدند ، نیرو نداشت. اما اوکراین تا تابستان بهبود یافته بود. اقدام به یک آنشلوس کریمه فقط چند ماه بعد یک کار بسیار خونین تری بود و تحریم های غربی بسیار بیشتر از آنچه در واقع بود مجاز است.

دونتسک ، زمستان 2014-15

مطمئناً ، احساسات ضد روسی اوکراین به همان اندازه که هست بالا نخواهد رفت - گرچه شاید نه زیاد ، اما در هر صورت جنگ خونین در کریمه اجتناب ناپذیر شد. در این بین ، اوکراین همچنان به سمت غرب و ادغام اروپا و آتلانتیک متمرکز است. هیچ مشاجره ارضی مشكل پیوستن به ناتو وجود نخواهد داشت و کشورهای ناتو به دلیل عدم پاسخ مناسب روسیه ممکن است در خواستگاری از اوکراین احساس راحتی بیشتری داشته باشند.

توجه داشته باشید که همه اینها از احساسات اوکراین نسبت به روسیه مستقل است. وقتی ناتو به شرق گسترش یافت ، برخلاف وعده های شفاهی آمریکایی ها به گورباچف ​​، همه کشورهای هدف مشتاق این موضوع نبودند. اما از آنجا که این تقریباً بیستمین ماده از لیست های اولویت رای دهندگان در مکانهایی مانند بلغارستان بود ، نخبگان محلی هیچ انگیزه ای برای گوش دادن به افکار عمومی در این مورد نداشتند.

خارکوف ، 2014

Ergo برای اوکراین ؛ در حالی که نظر اوکراین قبل از 2014 با ناتو خصمانه بود (و حتی امروز مبهم است) ، نخبگان میدانیستی بدون توجه به مشكلات پیشبرد آن ، همانطور كه ​​پیشینیان نارنجی آنها در سالهای 2005-2010 این كار را انجام داده بودند ، صفر بودند.

در نتیجه ، ادعای تکراری مکرر مبنی بر اینکه روسیه "کریمه را بدست آورد ، اما اوکراین را از دست داد" یک دوگانگی کاذب است. با قدرت گرفتن میدان در کیف ، اوکراین را از دست داد. روسیه صرفاً کریمه را نجات داد.

همچنين هيچ گونه چشم انداز واقعي وارونه اي براي بازگشت انتخاباتي وجود نخواهد داشت. حتی پیروزی 2010 یانوکوویچ نتیجه تلاقی بعید بحران اقتصادی گسترده همراه با بی اعتباری تقریبا کامل جناحهای نارنجی بود.

اما مناطق آبی اوکراین نسبتاً از نظر جمعیتی رو به زوال هستند ، در حالی که غرب اوکراین از نظر جمعیتی سالم ترین منطقه اوکراین است. علاوه بر این ، جوانان اوکراینی تمایل دارند که بیشتر اوکراینی ، کمتر روسی و غرب گرا باشند نسبت به کشور کل.

حتی با وجود دونباس و کریمه در اوکراین ، احزاب طرفدار روسیه دیگر از نظر انتخاباتی از نظر اقتصادی مناسب نخواهند بود.

دونتسک ، 2014

دوم ، اقتصاد روسیه به هر طریقی دچار رکود می شد. اساساً ، ناشی از سقوط قیمت نفت بود، نه تحریم ها ، که تأثیرات مستقیم آن در سالهای 2014-15 برآورد شده است فقط با 10٪ کاهش تولید ناخالص داخلی روسیه طبق گزارش سال 2015 Citi Research. تفاوت اصلی ممکن است سیاسی باشد: در تاریخ جایگزین ما ، این یک پوتین ضعیف و بی عیب و نقص است - و نه خارجی های مبهم - که مقصر رکود اقتصادی باشد. پوتین بدون پوشش تفلون خود پس از کریمه نخواهد بود - او همچنان یک رئیس جمهور کاملا "مادی گرا" خواهد بود ، با توجه به ملاحظات "ماتریالیستی".

***

گرچه هر یک از این دو شکست به خودی خود کشنده نیست ، اما در مجموع ممکن است برای رژیم پوتین کشنده باشد.

اولاً ، دست انداز سوچی یک شبه ناپدید می شود و امتیازات تاییدیه خود را به 60 درصد می رساند. برای متن ، هنگامی که آخرین بار در این سطح بودند ، 100,000 اعتراض شدید در مورد جعل های انتخاباتی در مسکو وجود داشت ، که منجر به خواستگاری آشکار برخی از لیبرال های سیستمی مانند کودرین با مخالفان شد و برخی از احزاب جیب خود کرملین مانند روسیه منصفانه به طور خلاصه آزمایش کردند. با خودمختاری سیاسی. حال تصور کنید که امتیاز تأیید 40٪ چگونه است.

چون دوم ، شما احتمالاً 20 درصد سقوط در رتبه های تأیید خواهید داشت زیرا اقتصاد در سراشیبی افتاده است. همچنین در رابطه با حوادث اوکراین نارضایتی عمده ای وجود دارد.

از نظر انتخاباتی به اندازه رکود طولانی مدت ضرر نخواهد داشت ، شاید فقط 10٪ حمایت پوتین را کاهش دهد. اما یک راه وجود دارد که شاید برای کرملین ها حتی بیشتر خطرناک باشد: این وضعیت پوتین را در میان ملی گرایان روسیه به طور کامل از بین می برد.

با در نظر گرفتن تجربیات غم انگیز سادات (ترور شده توسط یک اسلامگرا) ، یا میلوسویچ (سرنگون شده توسط ناسیونالیست ها) ، این یک استراتژی پر خطر است. ملی گراها ممکن است از نظر انتخاباتی خیلی مهم نباشند ، اما مطمئناً شور و اشتیاق بسیار بالایی دارند. لیبرالها برای حقوق همجنسگرایان شلیک گلوله نخواهند کرد. ملی گراها اراده این کار را برای میهن انجام دهید. برای همین موضوع ، اوکراین خودش آن را با یورو میدان خود به ما نشان داد.

و این حتی پایان کار سواره نظام نیست که کرملین ها را درگیر خود کرده است.

ارتش روسیه ، از نظر سیاسی ، میهن پرست - ملی گرا است (70٪ به رای اتحادیه اروپا ، 20٪ دیگر به LDPR رای می دهند). آنها بی سر و صدا از دستور به عقب نشینی از کریمه متعجب خواهند شد.

در حالی که روسیه دارد هیچ سنتی از کودتای نظامی همانطور که در آمریکای لاتین یا جهان عرب ، زمزمه در صفوف کاری است که رهبری می تواند بدون آن انجام دهد.

با نزول شدید رتبه ها و نخبگان ، ممکن است بیشتر و بیشتر الیگارشی های قدیمی وسوسه شوند که در قرارداد خود با پوتین تجدید نظر کنند تا از سیاست دور بمانند.

سرانجام ، ما می دانیم که روسیه قصد داشت بدون در نظر گرفتن مداخله در سوریه (درگیر شدن در اوکراین فقط حدود یک سال استقرار در آنجا را به تأخیر انداخت). با شعله ور شدن سیاست داخلی و خارجی ، قابل قبول است که کرملین ها وسوسه بیشتری برای جستجوی "جنگی کوچک و پیروزمندانه" در خارج از کشور داشته باشند. اما با توجه به تغییر شرایط بین المللی ، ممکن است همه چیز مانند گذشته بازی نشده باشد.

اول ، حتی در متن کریمه ، امروز متداولترین استدلال ضد ملی گرای روسیه علیه مشارکت در سوریه - "بیایید جنگ هسته ای را نه بر سر مردم خود بلکه بر سر برخی پالایشگاه های نفت در یک چاله خاورمیانه ای بکشیم" *** - اگر گفته شود "مردم خود" کریمه روسی هستند ، قدرت بیشتری پیدا می کند ، در مقابل روسی-اوکراینی های دونباس شوروی شده. دوم ، شکنندگی داخلی آشکار روسیه و ناتوانی در قول متقابل تلافی جویانه انگیزه های ایالات متحده را افزایش می دهد تا پس از یک عملکرد کلاه ایمنی سفید یا دیگری ، روسیه را مجبور به نظامی شدن از سوریه کند. گفته جنگ پیروزمندانه می توانست در یک تسوشیما دیگر به پایان برسد.

منبع: بررسی Unz


* علاوه بر این ، این موارد شامل افرادی نمی شود که فکر می کنند این نقض قانون بین المللی بوده است - کاملا واضح است که چنین بوده است - اما چه کسی از آن حمایت می کند ، و علاوه بر این موارد بیشتری (به عنوان مثال من برای زمین پل به کریمه).

** انصافاً این فقط یک شایعه بود. و روزنامه نگاری که ارتباط بسیار خوبی با نخبگان روسیه دارد در مورد ادعای زیگار نسبت به من در خلوت ابراز تردید عمیق کرده است.

*** این در رابطه با است نابودی واگنر.

اشتراک
اطلاع از
guest
3 نظرات
قدیمی ترین
تازه ترین بیشترین تعداد رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

Kemosabe
کموسابه
ماه 7 پیش

کاملا واضح است که نقض قوانین بین المللی نبوده یا قدرت های اروپایی و غربی بر این اساس از سازمان ملل درخواست تجدید نظر می کردند. اما آنها این کار را نکردند زیرا آنها می دانند که شکست خواهند خورد. به این ترتیب ، آنها می توانند در انکار عمدی حقیقت ، اقدامات / تحریم های خود را باور و توجیه کنند ، در غیر این صورت ، آنها برخلاف تصمیم سازمان ملل و رسماً با نادیده گرفتن حقوق بین الملل عمل خواهند کرد.

Albert Neville
آلبرت نویل
ماه 7 پیش
پاسخ دادن به  کموسابه

این همان چیزی بود که فکر می کردم.

اگر نقض قوانین بین المللی باشد ، کسی می تواند به من بگوید کدام قانون شکسته شده است؟

J.D.
JD
ماه 7 پیش

آیا آناتولی کارلین می تواند اظهارات اثبات نشده خود را در مورد کمک به مردم کریمه برای انجام همه پرسی با محافظت از آنها در برابر نازی های خشن اوکراینی "نقض قوانین بین المللی" بیان کند؟ نیازی به توسل به ترول های مشترک آمریكا و اوكراين است كه به مغالطه های منشور سازمان ملل و تفاهم نامه بوداپست اشاره ای نمی شود - هر دو ابتدا توسط عمو سام با واسطه های خود در مورد كودتای میدان شکسته شدند - نقض مستقیم آشکار حاکمیت اوکراین و در نتیجه تغییر اساسی شرایطی که روسیه این تفاهم نامه را امضا کرد (اما حتی تصویب نشده است).

ضد امپراتوری