روسیه در حال ظهور به عنوان قدرت دیپلماتیک ضروری جهان است

در جایی که ایالات متحده هرج و مرج می اندازد ، مسکو با همکاری دیگران تلاش می کند ثبات را به سود همه بازگرداند

مسکو اوباما را در سال 2013 از "مجبور شدن" به جنگ در سوریه نجات داد ، توافق هسته ای ایران را نجات داد ، اسرائیل و ایران را از هم دور نگه داشت ، عربستان سعودی را از کار برکنار کرد ، در تلاش است ترکیه را در سوریه دور کند ، همچنان به مذاکره متعهد است پایان دادن به جنگ داخلی اوکراین ، همکاری با مون برای ارائه راه حل صلح آمیز برای بحران کره ، صلح در یمن را تشویق کرده است و می خواهد به ثبات لیبی و افغانستان کمک کند.

Tدر اینجا وقایع چشمگیری در آسمان سوریه در اوایل ماه جاری رخ داد. من در مورد آنچه اتفاق افتاده است درسهایی می بینم که هیچ یک از ما نباید آنها را از دست بدهیم.

این درس ها مربوط به نقش ظهور روسیه به عنوان یک حضور دیپلماتیک است - بله ، اما بسیار فراتر از منطقه ، در خاورمیانه.

همچنین تمایل روسیه برای اقدام به عنوان یک نیروی تثبیت کننده در صحنه بین المللی وجود دارد ، امتناع آمریکا از تصویب چنین چشم انداز، و بسیاری از فرصتهای از دست رفته ایالات متحده در نتیجه آنچه من به عنوان نابینایی عمدی توصیف می کنم ، به خود و دیگران تحمیل می کند.

بیایید با آنچه که دو هفته پیش بین سوریه و اسرائیل اتفاق افتاد شروع کنیم.

پس از آنكه یك هواپیمای بدون سرنشین كه ادعا می شود ایرانی است ، از موضعی در سوریه در منطقه هوایی اسرائیل قرار گرفت ، جت های اسرائیلی به آن طرف مرز سوریه برخورد كردند و بنا بر گزارش ها یك مركز فرماندهی و كنترل را از پا در آوردند.

هنگامی که توپخانه سوریه یک فروند F-16 اسرائیلی را منهدم کرد ، این درگیری ها افزایش یافت - که موج جدیدی از حملات هوایی اسرائیل را برانگیخت. در آن زمان ، به نظر می رسید که نخست وزیر نتانیاهو آماده است تا مبارزات خود را علیه حضور ایران در خاک سوریه بیشتر کند- گشودن موثر جبهه جدیدی در جنگی که سرانجام نوید پایان دادن را نشان می دهد.

به اندازه کافی قابل توجه است. اما این اتفاقی است که بعد افتاده و بیشتر به من علاقه دارد.

بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین مکالمه تلفنی داشتند.

هیچ کس نمی گوید چه کسی تماس را برقرار کرده است ، اما ، با توجه به آنچه گفته شد ، حدس خوبی است که رئیس جمهور روسیه با نخست وزیر اسرائیل تماس تلفنی برقرار کرده است.

توسط حساب های رسمی از مسکو ، پوتین به نتانیاهو گفت که آن را قطع کند. در خلاصه مختصر کرملین آمده است: "رئیس جمهور روسیه ابراز موافقت کرد تا از هرگونه اقدامی که می تواند منجر به دور جدیدی از تقابل شود ، که برای همه افراد در منطقه خطرناک است ، جلوگیری کند."

آن جمله را با دقت بخوانید.

به نظر می رسد پوتین تا حدودی هشدار محجبه خود را صادر کرده است زیرا ممکن است بمباران اسرائیلی از این نوع نزدیک به درگیری واحدهای زمینی روسیه و دخالت در عملیات هوایی روسیه باشد. چقدر نزدیک مشخص نیست؛ نزدیک تر از آنچه مسکو دوست دارد ، می توانیم با اطمینان بگوییم. اما به تعبیر من پاوتین یک نکته بزرگتر داشت: او سعی داشت به نتانیاهو یادآوری کند که روسیه به ثبات در منطقه ، حاکمیت سوریه و روند صلح متعهد است مسکو اکنون در تلاش است تا در مشارکت با ایران و ترکیه پیشرفت کند.

هاآرتص تحلیل جالبی از این وقایع و گفتگوی بعدی منتشر کرد. "پوتین به تقابل اسرائیل و ایران در سوریه پایان داد و هر دو طرف تصمیم او را پذیرفتند. "

این ممکن است ثابت کند که یک اغراق است. و معلوم نیست پوتین یا سرگئی لاوروف ، وزیر امور خارجه وی ، آماده هستند تا هر بار که یک جت اسرائیلی پروازهای محدودی را به حریم هوایی سوریه انجام می دهد ، همانند برخی اوقات قبل از شروع جنگ در سوریه هفت سال پیش ، تلفن را بردارند.

با این وجود به احتمال زیاد این احتمال وجود دارد رهبری اسرائیل بیش از آنچه معمولاً نشان می دهد احتیاط می کند. اینجاست که اهمیت رویدادهای آخر هفته گذشته نهفته است.

Mهر مفسری درباره عادت نتانیاهو که از سال گذشته آشکار است ، در زمینه مشورت با پوتین در مورد مسائل منطقه اظهار نظر کرده است. ما به تازگی دیدیم که وقتی یک سوال از ماده قابل توجهی مطرح می شود ، این معنی چیست.

مسکو نه تنها نقش دیپلماتیک در خاورمیانه دارد. همچنین به نظر می رسد قادر به بازی آن را ماهرانه است، بنابراین ظهور به عنوان یک نفوذ متعادل در منطقه ای بیش از همه به دلیل عدم تعادل و خصومت های آن مورد توجه قرار گرفت. (این هفته نیز به همین ترتیب در تلاش است تا برای ایجاد خاتمه درگیریها در غوطه شرقی ، حومه تحت محاصره دمشق ، نفوذ خود را اعمال کند.)

در نظر بگیرید: روسیه ممکن است - بگذارید فعلاً در شرایط مشروط بمانیم - فقط قدمی در جهت کاهش خصمانه خصمانه خصمانه نتانیاهو که به زحمت نسبت به جمهوری اسلامی کشت می کند برداشته است. این کاهش تنش ها علاوه بر سایر دستاوردهای ثبات دیپلماتیک در خاورمیانه خواهد بود که پوتین طی دو سال گذشته توانسته است آن را مدیریت کند.

از همه مهمتر ، او ایران و ترکیه را به ترتیب شیعه و سنی آورده و به دلیل محبت متقابل مورد توجه قرار نگرفته اند ، به یک سه گانه دیپلماتیک اختصاص داده شده به یک راه حل مذاکره در سوریه.

و او سعودی ها و قطری ها را مجاب کرده است تا از بدترین تحریکات فرقه ای خود علیه دولت سکولار در دمشق عقب نشینی کنند.. روز چهارشنبه پس از حوادث آخر هفته ، لازم به ذکر است که پوتین و ملک سلمان ، پادشاه سعودی ، از طریق تلفن به وضعیت سوریه اعطا کرده اند.

این نمونه ها از خاورمیانه آمده است. دیگران هم هستند. بحران کره یکی و اوکراین دیگری است.

در مورد سابق ، روسیه برای ساختن نه تنها چارچوبی برای حل و فصل دیپلماتیک با کره شمالی بلکه یک طرح گسترده برای ادغام اقتصادی است که بی سر و صدا اما مداوم با دولت ماه کره جنوبی و ، تا حدودی جداگانه ، با چینی ها کار کرده است. می تواند شمال را به اقتصاد منطقه ای متصل کند و آن را وادار کند تا آشتی پایدار با جنوب را انتخاب کند.

در پرونده اوکراین ، مسکو همچنان به همکاری با پاریس و برلین برای اجرای مینسک دوم ، چارچوب حل و فصل امضا شده در سال 2015 و تنها مسیر موجود به صلح ، متعهد است.

من به خوبی از خطرات ناشی از هرگونه پیشنهادی مبنی بر اینکه روسیه در همه کارهای خود جز به شر کار دارد ، آگاه هستم. استدلالهای موجود در این خط هرگز مرا تحت تأثیر قرار نداده ام که در برابر واقعیتهای کاملاً مشخص قرار بگیرم و اکنون نیز چنین نیستند.

غالباً ، فرض عملیاتی این است که با این وجود مسکو اهداف خود را توصیف می کند که باید در غیر این صورت باشند ، زیرا روس ها هرگز به معنای آنچه می گویند نیستند. این منطق آماتوری است ، اما مهم نیست که.

در بیشتر موارد - همه مواردی که در اینجا ذکر شده است - فقط کافی است با یک نقشه مشورت کنید تا تشخیص دهید که منافع مسکو در جایی دروغ می گوید که دروغ باشد.

این کشور خواهان یک سوریه سکولار و سکولار و یک خاورمیانه متعهد به توافق نامه های امنیتی منطقه ای است (که مورد علاقه ایران است). با اوکراین که روسیه با آن روابط اقتصادی طولانی و متراکم و بسیاری از روابط دیگر دارد ، به سمت وضعیت ناموفق کشور سوق پیدا می کند. اگر کره شمالی بتواند به یک اقتصاد وابسته به منطقه وابسته شود ، چیزهای زیادی برای خاور دور روسیه وجود دارد.

زمان آن فرا رسیده است که هزینه تعهد خود را به روابط خصمانه با مسکو که اکنون به سرعت به سمت دشمنان جنگ سرد پیش می رود ، محاسبه کنیم. البته در بدترین حالت ممکن است قیمت جنگ باشد ، اما اکنون باید در فرصت از دست رفته سنجیده شود. مواردی را که ذکر کردم بار دیگر مرور کنید.

مسکو ، که با دیگران همکاری می کند ، به تعیین دوره هایی برای قطعنامه های دیپلماتیک که دارای وعده های قابل قبول است ، کمک کرده است. آنها باید ساخته شوند - به نفع آمریکا به اندازه دیگران.

اگر هیچ سوالی در مورد آنها وجود داشته باشد ، این مزایا یک موضوع ثبت است.

به یاد بیاورید که در سال 2013 چه اتفاقی افتاد ، هنگامی که باراک اوباما با "خط قرمز" مضحک خود در استفاده از سلاح های شیمیایی در سوریه خود را اسنوکر کرد - فقط برای این که گلدان های سارین در حومه دمشق فرود بیایند. (حتی وزیر دفاع ماتیس هم اذعان می کند که هرگز شواهدی در مورد استفاده دولت اسد از گاز سارین وجود نداشته است.)

لاوروف نزد جان كری ، وزیر امور خارجه اوباما رفت و پیشنهاد مذاكره در مورد توافق نامه ارسال موجودی دولت اسد به خارج از كشور را داد. این کار انجام شد ، خواه جنگجویان دولت فعلی این واقعیت را راحت بدانند یا نه ، و از یک تشدید غیرضروری و خطرناک در سوریه جلوگیری شود.

توافق هسته ای ایران نیز مورد دیگری از این دست است. در طی مذاکرات طولانی که منجر به توافق شد ، لاوروف و هیئت روسی در ژنو در عبور از چندین سخت ترین موانع نقش مهمی داشتند.

موردی که من به آن فکر می کنم مربوط به حق قانونی ایران در مورد اورانیوم غنی شده خود بود. لاوروف این مسئله را به سود ایالات متحده و بقیه گروه مذاکره کننده 5 + 1 (اعضای دائمی شورای امنیت به علاوه آلمان) پشت سر گذاشت. اورانیوم ایران به روسیه حمل شد و اکنون این کشور مقادیر لازم را برای پیگیری تحقیقات پزشکی و سایر برنامه های این کشور به ایران پس می دهد.

من نمی توانم یادآوری کنم ، وقتی پیمان با ایران پس از دو سال تلاش طاقت فرسا امضا شد ، چقدر ابراز تشکر واشنگتن از مسکو خاموش بود. (در مورد قسمت "خط قرمز" نیز همینطور بود.) البته از آن زمان اوضاع به طور قابل توجهی بدتر شده است: در این مرحله ، هرگونه تلاش برای کار با روسیه در هر جبهه ای از نظر سیاسی خطرناک است. اسراف است. مخرب است. بسیاری از مردم هزینه می کنند و ما نباید این نکته را از دست بدهیم که آمریکایی ها در لیست بازندگان قرار ندارند.

منابع: ملت

اشتراک
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
ضد امپراتوری