روسیه اکنون آنچه را که نمی توانست برای صربستان در سال 1999 برای سوریه انجام دهد

هیلاری مطمئن بود که روسیه جرات دخالت در سوریه را نخواهد داشت ، همانطور که در کوزوو. او در هر دو مورد اشتباه کرد

این "کلاسیک" من است که در سال 2016 نوشته شده است - پیش بینی "قسمت 2" آینده دوباره منتشر شده است

هیلاری کلینتون ، رئیس وزارت امور خارجه ، هنگامی که برای مداخله ایالات متحده در سوریه در سال 2012 فشار می آورد ، صریحاً استدلال کرد که روسیه هیچ واکنشی نشان نخواهد داد ، به ویژه به این دلیل که "در هنگام جنگ ایالات متحده علیه یوگسلاوی در سال 1999" کمی بیشتر "اما" شکایت "کرده بود. رهایی را فاش کرده است او بحث کرد:

گام دوم توسعه حمایت بین المللی برای عملیات هوایی ائتلاف است.

روسیه هرگز از چنین مأموریتی پشتیبانی نخواهد کرد ، بنابراین هیچ نقطه ای از طریق شورای امنیت سازمان ملل وجود ندارد.

برخی استدلال می كنند كه درگیری آمریكا خطر جنگ گسترده تری با روسیه را دارد. اما مثال کوزوو خلاف این را نشان می دهد.

در آن صورت ، روسیه روابط واقعی قومی و سیاسی با صرب ها داشت ، که این روابط بین روسیه و سوریه وجود ندارد ، و حتی در آن زمان روسیه چیزی بیش از شکایت انجام نداد.

مقامات روسی قبلاً اذعان کرده اند که در صورت ورود مداخله ، مانعی نخواهند داشت. 

هیلاری تقریباً درست فهمید. بیش از چهار سال از جنگ داخلی سوریه ، روسیه حتی در حالی که آمریکا ، عربستان سعودی و ترکیه این کار را نکردند ، در حاشیه ماند. علاوه بر این ، ورود آن به سوریه چیزی بود که مسکو در سال 2015 شروع به بررسی آن کرد.

با این وجود ، هیلاری واقعاً باید در تحلیل خود دقت بیشتری می کرد. اولاً ، او باید تفاوت بین روسیه در زمان یلتسین و روسیه در زمان پوتین را درک می کرد.

در مرحله دوم ، او باید به یاد می آورد که در واقع حتی روسیه یلتسین دنیا را غافلگیر کرد در نهایت در سال 1999 به کمک یوگسلاوی آمد اما پس از آن مجبور به عقب نشینی شد.

در 11 ژوئن 1999 - پس از رسیدن یوگسلاوی و ناتو توافقنامه آتش بس در کومانوو، اما قبل از عقب نشینی ارتش یوگسلاوی به ناتو اجازه ورود و اشغال کوزوو را داد - 250 سرباز روسی که بخشی از یک نیروی حافظ صلح به رهبری غرب در بوسنی همسایه بوده است قبل از ورود نیروهای ناتو ، از صربستان عبور کرد و فرودگاه پریشتینا در کوزوو را اشغال کرد.

به نظر می رسید که روس ها اکنون نیروهای بیشتری را از خود روسیه منتقل کرده و ناتو را با تحقق یک ناحیه جداگانه اشغالگر روسیه در شمال کوزوو ارائه دهند. با این حال ، پس از چند ساعتهای تنش زا مسکو عقب نشینی کرد و توافق کرد که فقط یک منطقه اشغالگر آمریکایی ، ایتالیایی ، آلمانی ، فرانسوی و انگلیسی وجود دارد ، اما یک منطقه روسی وجود ندارد. نیروهای روسی در عوض متفرق شده و تحت فرماندهی دیگر خدمت می کنند.

چهار سال بعد پوتین حضور روسیه در کوزوو را به پایان رساند و متوجه شد که نیروهای تحت فرماندهی ناتو هیچ هدف مفیدی ندارند ، مگر اینکه شاید به مشروعیت بخشیدن به حضور ناتو در آنجا کمک کند.

چتربازان روسی که به پایگاه هوایی اسلاتینا مسابقه می دهند ، 1999

با نگاهی گذرا به راحتی می توان فهمید که بمب فرودگاه 1999 پریشتینای روسیه است از ابتدا محکوم شد

روسیه در آن زمان یک قدرت ضعیف با رهبری بود که به غرب برای گرفتن وام و پشتیبانی از رقبای داخلی نگاه می کرد. علاوه بر این ، موقعیت استراتژیک آن در بالکان وجود نداشت.

هیلاری در سال 2012 "روابط واقعی سیاسی" بین دهه 1990 روسیه و یوگسلاوی را به خاطر می آورد ، اما این روابط به سادگی وجود نداشت.

در بیشتر دهه 1990 روسیه مطابق با سیاست های بالکان واشنگتن بود که اسلوبودان میلوسویچ را به عنوان یک رهبر منحصر به فرد سرکش و منشأ مشکلات مناطق معرفی می کرد. همراه با تحریم های سازمان ملل علیه یوگسلاوی در سال 1992 و دوباره در سال 1998 ، و همچنین مجموعه ای از سایر قطعنامه های پیشنهادی ایالات متحده در مورد جنگ های یوگسلاوی.

در نتیجه ، هنگامی که مسکو در سال 1999 سرانجام از طلسم واشنگتن بیرون آمد ، هیچ رابطه ای با بلگراد برای گفتگو نداشت.

هنگامی که رومانی و بلغارستان از اجازه دادن به روس ها برای انجام حمل و نقل نظامی از طریق حریم هوایی خود ، پرواز در میدان هوایی پریشتینای روسیه سقوط کردند.

با این حال ، می توان توجه داشت که فضای هوایی بلغارستان و ترکیه نیازی نبود برای فرود آمدن سربازان روسی در سوریه. آنها از راه دریا رسیدند. 

روس ها می توانستند به همین راحتی از مسیر دریایی در سال 1999 برای پیاده شدن در بنادر آدریاتیک یوگسلاوی استفاده کنند. اما این امر مستلزم آن بود که کسی در مسکو پیش از 11 ژوئن 1999 فکر انجام یوگسلاوی را کاملاً سرگرم کند.

این حمل و نقل نیروهایی را که از قبل در سواحل آدریاتیک پارک شده بودند انجام می داد و میزان اطمینان و هماهنگی بین مسکو و بلگراد - که همدلی وجود نداشت.

آنچه واقعاً مانع از انداختن موفقیت آمیز آچار در روسیه در برنامه های ناتو در سال 1999 شد عدم همکاری بلغارستان و رومانی ، اما واقعیت مسکو فقط دو دقیقه زودتر از خدمت به واشنگتن خلاص شده بود.

برای مقایسه ، اگرچه روسیه فقط در سال 2015 به فکر مداخله در سوریه افتاد ، اما همیشه خط مستقیم به دمشق را حفظ می کرد و هرگز آن را کاملاً به اشتهای ایالات متحده واگذار نکرد.

بمب گذاری یوگسلاوی توسط ناتو در سال 1999 برای بیدار کردن روسیه پیروزمندانه و طرفدار آمریکا در پیروزی و نظامی گری واشنگتن مهم بود. مداخله روسیه در سوریه در شانزده سال بعد یکی از پیامدها است.

سربازان روسی توسط غیرنظامیان صربستانی وجدانی در كوزوو مورد استقبال قرار گرفتند
اشتراک
اطلاع از
guest
3 نظرات
قدیمی ترین
تازه ترین بیشترین تعداد رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

Bobby English
بابی انگلیسی
ماه 7 پیش

حدود 1٪ از مردم اروپا از جنگ های قومی که در طول و بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده است ، اطلاع دارند. دلیل اینکه آنها در مورد آنها چیزی نشنیده اند سو the استفاده از یهودیان است که برنامه هولوکاست خود را تحت فشار قرار می دهند.

واحد 731
اکثر ما در مورد آزمایشات وحشتناک انجام شده بر روی انسانهای نازی توسط دکتر منگله شنیده ایم. اما نازی ها در انجام آزمایش های بیرحمانه بر روی انسان تنها نبودند.
یکی از جنایات کمتر شناخته شده قرن بیستم توسط واحد 20. ارتش شاهنشاهی ژاپن انجام شده است. برخی از جزئیات فعالیت های این واحد هنوز مشخص نشده است.
تا زمانی که تحقیقات درستی در مورد این جنگ ها و قساوت ها انجام نشود ، مردم نمی توانند دلیل مشکلات امروز جهان را درک کنند.
در مورد ترور JFK.
اسوالد از سال 1959 توسط سیا استخدام شد ، که نشان می دهد LBJ تنها یکی از کارتل هایی بود که می خواست JFK مرده باشد. ستاد مشترک ستاد / سیا می خواستند هسته ای کوبا و روسیه را خنثی کنند و بنابراین آنها با استفاده از اسوالد اطلاعات مربوط به هواپیمای جاسوسی U2 را به روس ها دادند و آن را ساقط کردند ، که باعث شرمساری آیزنهاور و از بین بردن مذاکرات صلح شد.
JFK با انجام معامله با روسیه در پشت ستاد مشترک ستاد جنگ آور و CIA از جنگ جهانی سوم جلوگیری کرد.

یهودی مادر مارکسیسم است
"ما نمی توانیم اظهار کنیم که همه یهودیان بلشویک هستند. اما - بدون یهودیان هرگز بلشویسم وجود نداشت. برای یک یهودی هیچ چیز توهین آمیزتر از حقیقت نیست. تروریست های یهودی جنون زده ، از سال 66,000,000 تا 1918 ، 1957،XNUMX،XNUMX را در روسیه به قتل رسانده بودند. "

"بین سالهای 1917 و 1991 قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، تخمین زده می شود که یهودیان کمونیست حدود 60 تا 135 میلیون انسان بی گناه را به قتل رسانده اند."

الکساندر سولژنیتسین

"انقلاب در روسیه یک انقلاب یهودی است"
Maccabean (نیویورک) ، نوامبر 1905 ، ص ، 250

"یهود مادر مارکسیسم است."
لو درویت دو ویور ، 12 مه 1936

"یهودیت مارکسیسم است ، کمونیسم"
هری واتون ، برنامه ای برای یهودیان و پاسخی به همه ضد یهودیان (نیویورک: کمیته حفظ یهودیان ، 1939) ، ص. 64

"روح کمونیست روح یهودیت است."
هری واتون ، برنامه ای برای یهودیان و پاسخی به همه ضد یهودیان (نیویورک: کمیته حفظ یهودیان ، 1939) ، ص. 143

CHUCKMAN
ماه 7 پیش

مشاهدات خوب خوب

frank
رک
ماه 7 پیش

روسیه بیدار شد و از جنایت آمریکایی بیدار شد. زنگ های هشدار باید در سال 1991 زمانی که اولین جنگ خلیج فارس رخ می داد خاموش می شد. این زمینه را برای تجزیه یوگسلاوی فراهم کرد. اگر روسیه متوجه می شد که آمریکایی ها در آن زمان چه وضعیتی دارند ، می توانستند از یوگوسل جلوگیری کنند. جنگ و جنگ دوم خلیج فارس ، و ساختگی WOT.

ضد امپراتوری