در سال 1961 ، هند سرانجام ناتو پرتغال را از زیر شبه قاره ، با تشویق شوروی ، محکومیت های آمریکا ، لگد زد.

حضور 400 ساله استعمار پرتغال در هند در یک جنگ دو روزه با 160 کشته و در هر دو طرف پایان یافت

اسیران جنگی پرتغال هند 4,700 را اسیر کرد

سپیده دم 18 دسامبر 1961 ، جوخه های بمب افکن نیروی هوایی هند با عبور از یک مرز ، یک میدان هوایی و یک سایت ارتباطی را بمباران کردند. چتربازان ، تانک ها و توپخانه ها با هدف تصرف قلمرو ، از همان مرز زمینی عبور کردند. اما زمینی که آنها به آن حمله کردند پاکستانی یا چینی نبود. بلکه نام آن متعلق به پرتغال بود - و بیش از 400 سال طول کشید.

در زمان استعمار 1500 ، پرتغالی ها استان گوا را به همراه محوطه کوچک دامان و جزیره دیو در شمال غربی در تصرف خود گرفتند. پرتغال با بهره گیری از ضعف کشورهای متفرق هند ، نه تنها این سرزمین ها را تصرف کرد بلکه در جنگ های بعدی بین انگلیس و فرانسه برای کنترل هند این مناطق را در اختیار گرفت.

شگفت آورتر اینکه ، پرتغالی ها کنترل خود را در طول دوره امپراتوری انگلیس و راج حفظ کردند.

پس از جنگ جهانی دوم ، انگلیسی ها تصمیم به ترک آن گرفتند و هند مستقلی متولد شد. حتی پس از عقب نشینی انگلیس ، پرتغالی ها باقی ماندند و سرسختانه از واگذاری سرزمین های طولانی مدت خودداری کردند. زمانها تغییر می کردند ، اما دوران استعمار و امپراتوری به پایان رسیده بود. گذشته از گوا ، دامن و دیو ، پرتغال تنها مستعمرات موزامبیک و آنگولا بود.

این مشکل در دهه 1950 کاهش یافت و سرانجام به موضوعی در سیاست داخلی هند تبدیل شد. شهروندان تعجب کردند که چرا هند چنین قدرت آشکارا ضعیفی در اروپا را بیرون نمی کشد ، اما نخست وزیر جواهر لعل نهرو به چند دلیل از انجام این کار اجتناب کرد.

نخست ، هند پس از استقلال درگیر اتحاد ملت بود ، از جمله اقدامات نظامی در کشمیر و حیدرآباد.

دوم ، یک جنبش ناسیونالیستی در گوا وجود داشت ، اما توسط رقبای سیاسی مانند حزب کمونیست هند و حزب سوسیالیست پراجا پشتیبانی می شد. عدم تمایل نهرو برای اقدام در مورد گوا مربوط به بیزاری وی از این احزاب سیاسی رقیب بود.

سوم ، هند آزادی خود را عمدتاً از طریق سیاست عدم خشونت و استفاده بیش از حد لازم از نیروی نظامی ریاکارانه بدست آورد.

با گذشت سالها ، نهرو امیدوار بود که پرتغالی ها از نمونه انگلیسی استفاده کنند ، منصرف شوند و به خانه خود بروند. گاهی اوقات تحت فشار قرار می گرفت و در اوت 1955 پلیس پرتغال با بی رحمی یک راهپیمایی صلح را سرکوب کرد و 22 کشته و 225 زخمی کرد.

علی رغم این ، هیچ حرکتی در این زمینه صورت نگرفت. با این حال ، در سال 1961 ، هند پایدار بود و خواستار احیای گوا در حال افزایش بود. نهرو مجبور به اقدام شد و مانند بسیاری از رهبران که درگیر درگیری های داخلی بودند ، تصمیم گرفت که علیه یک قدرت خارجی ، در این مورد اشغالگر سرزمین هند ، اقدام نظامی کند.

نهرو در اواخر نوامبر 1961 تصمیم به حمله گرفت ، اما پیش از این به نیروهای مسلح هند دستور داده بود که طرحی را ماه ها قبل آماده کنند. نیروی هوایی آموزش را از اوایل ماه ژوئن آغاز کرد در حالی که نیروی دریایی ارتش در سواحل گوا تمریناتی را انجام می داد. پرتغال و جهان متوجه این فعالیت شدند و شکایات و احتیاطات فراوان از طرف غرب زیاد بود.

حتی جان فوستر دالس وزیر امور خارجه ایالات متحده به هند هشدار داد كه از استفاده از زور در گوا استفاده نكند ، هرچند كه از حمایت از اشغال پرتغالی باز ماند.

این تهدید نیز وجود داشت که اگر هند حمله کند ، پرتغال به عنوان عضوی از ناتو ممکن است از آن سازمان برای پشتیبانی نظامی بخواهد. در همان زمان ، چندین کشور آفریقایی هند را به دلیل عدم مقاومت در برابر استعمار پرتغال تحریک کردند.

در پایان ، خطر مداخله نظامی ایالات متحده یا ناتو برای کمک به امپراتوری در حال فروپاشی پرتغال در خارج از کشور حداقل به نظر می رسید. در یک چرخش سیاسی اضافه شده ، در آن زمان نهرو همچنین در یک نبرد سخت انتخاباتی با یک نامزد سوسیالیست در بمبئی بود. عملیات احیای گوا منافع سیاسی کشورش و منافع سیاسی او را پیش برد ، بنابراین تصویب و دستور داده شد.

پرتغال به حمله آینده مشکوک شد و هر چه تدارکات ضعیف داشت را انجام داد. نخست وزیر پرتغال به فرماندار محلی ، مانوئل آنتونیو واسالو ای سیلوا دستور داد تا آخرین نفر بجنگد. تعداد نیروهای او تقریباً 5,000،XNUMX نیرو ، چند کشتی جنگی کوچک و پلیس است.

در مقابل این هندی ها یک لشکر تقویت شده را با پشتیبانی زرهی قرار دادند که توسط جوخه های جنگنده و بمب افکن پوشانده شده بود. نیروی دریایی هند یک ناو هواپیمابر ، یک جفت کروزر و شش ناوچه را متعهد شد.

عملیات واقعی تقریباً ضد اوضاع بود. اهداف اصلی هند طی یک روز سقوط کرد و سربازان پرتغالی سریعاً تسلیم شدند ، غالباً بدون هیچ گونه درگیری ، بدون توجه به دستور مسخره "جنگ تا آخرین نفر". سربازان هندی برای رسیدن به شهرهای اصلی و تأمین امنیت آنها ، پرتغالی های تسلیم شده را مرتباً دور می زدند.

نیروی دریایی و هوایی هند ، دفاع ناچیز را برای تسلیم بمباران کردند و حملات اولیه بمب گذاری ارتباطات پرتغال را قطع کرد. این خط دفاع را محکوم کرد و آن را بدون هماهنگی ترک کرد. واحدهای پرتغالی منفرد بودند ، بدون اینکه سرنخی از اتفاقات دیگری داشته باشد.

اما در چند مکان جنگ آغاز شد. هنگ 20 راجپوت که برای حمله به جزیره دیو تعیین شده بود ، بدون انتظار برای بمباران کامل هوایی و ساحلی پدافند ، پیشروی کرد و با نزدیک شدن به قایق های تهاجمی خود ، توسط آتش مسلسل سنگین دفع شد.

دستور حملات هوایی بیشتر و رزمناو صادر شد دهلی نو در دو مایلی جزیره حرکت کرد ، مدافعان را گلوله باران کرد و آنها را وادار به تسلیم کرد. در گوا ، نیروهای هنگ 7 سواره نظام هندی سعی کردند برای آزادی برخی از زندانیان غیرنظامی در هنگام آتش سوزی مذاکره کنند و چندین نفر از آنها کشته شوند.

در کل ارتش هند 22 کشته و 54 زخمی از دست داد در حالی که تلفات پرتغالی ها 30 کشته و 57 زخمی بود. شاید برای پرتغال خجالت آورتر باشد که 3,000 نفر از سربازان آن زندانی شوند.

واکنش بین المللی ترکیبی از محکومیت غرب و سخنان حمایت آفریقا و حتی سفیر شوروی بود. ایالات متحده این عملیات را محکوم کرد ، اما هنوز با حمله نافرجام خلیج خوک ها سر و کار دارد ، اقدامات دیگری غیر از چند اظهار نظر و تهدید به قطع کمک ها انجام نداد. افکار عمومی آمریکا برای چند ماه علیه هند چرخید اما روابط به زودی از سر گرفت.

پرتغال و هند با معاهده ای در سال 1974 موضوع را حل و فصل کردند. امروز این حادثه چیزی فراتر از پاورقی پس از استعمار است.

منبع: جنگ خسته کننده است

اشتراک
اطلاع از
guest
1 اظهار نظر
قدیمی ترین
تازه ترین بیشترین تعداد رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

Inferior
پست
ماه 7 پیش

کاش آنها این کار را علیه انگلیس انجام می دادند. در حالی که برده داری گسترده بیداد می کرد ، هندوستان را به جایی نبرد.

ضد امپراتوری