ناوگان عظیم چین در حال سقوط تراز در اقیانوس آرام است: یک ناو آمریکایی طی 11 سال از تنگه تایوان قایقرانی نکرده است

ایالات متحده قبلاً گروه های حامل را از طریق تنگه تایوان رد می کرد ، اکنون جفت های ناوشکن از دسترس خارج شده اند

واشنگتن اکنون نوعی احتیاط را در حوالی سواحل چین نشان می دهد که 20 سال پیش از آن شنیده نشده بود. هنوز دوست دارد تحریک کند ، اما نه آنقدر خطر درگیری را دارد

یک نسل پیش ، از اواسط سال 1995 تا اوایل سال 1996 ، چین در حالی که جزیره خودگردان آماده برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری کاملا دموکراتیک خود بود ، در آبهای اطراف تایوان موشک لابی کرد. واشنگتن برای حمایت از متحد خود با زور وارد عمل شد و دو گروه جنگی ناو هواپیمابر را برای گشت زنی در همان حوالی فرستاد. حامل ها ، آن زمان به عنوان نوک نیزه قدرت آمریکا ، پکن را ترساندند. رای گیری پیش رفت موشک ها متوقف شدند.

امروز، با تنش دوباره بالا ، واشنگتن هنوز از تایوان حمایت می کند. رئیس جمهور چین خی جین پینگ در تاریخ 2 ژانویه تهدید طولانی مدت پکن برای استفاده از زور در صورت لزوم برای بازگرداندن کنترل سرزمین اصلی این جزیره را تجدید کرد. اما ایالات متحده اکنون سیگنالهای خاموش بیشتری از پشتیبانی را ارسال می کند.

روز یکشنبه کشتی های آمریکایی از طریق تنگه تایوان عبور کردند. این هفتمین عبور کشتی های جنگی ایالات متحده از جوی باریک و حساس به استراتژیک از ماه ژوئیه بود. هر بار ، فقط دو فروند کشتی آمریکایی اقدام به فعالیت می کنند. این هفته ، این یک جفت ناوشکن بود. بدون ناوگان قدرتمند و قطعاً ناو هواپیمابر. بیش از 11 سال از عبور یک ناو آمریکایی از تنگه تایوان می گذرد.

چانگ چینگ ، کاپیتان بازنشسته نیروی دریایی تایوان و محقق در انجمن مطالعات استراتژیک مستقر در تایپه ، گفت: "دولت ترامپ با یک معضل روبرو است." "آنها می خواهند بدون ایجاد واکنش بیش از حد یا سو mis تفاهم ، سیگنال های هوشمند و مدرج را به پکن ارسال کنند." [یعنی آنها می خواهند مدام تحریک کنند ، اما اینقدر نیست که باعث جنگ شوند.]

این احتیاط معمولاً در مورد محدودیت نیروی دریایی ایالات متحده و متحدانش از جمله ژاپن و استرالیا است که اکنون در آبهای بین المللی نزدیک سواحل چین نشان داده شده است ، طبق گفته بیش از 10 مقام ارشد فعلی و سابق ارتش آمریكا و غرب.

چین اکنون بر موجهایی که سان های یا "سه دریا" نامیده می شود ، حاکم است: دریای چین جنوبی ، دریای چین شرقی و دریای زرد. در این آب ها ، ایالات متحده و متحدانش از تحریک نیروی دریایی چین اجتناب می کنند.

در طی بیش از دو دهه ، ارتش آزادیبخش خلق (PLA) ، ارتش چین ، یکی از نیرومندترین نیروی دریایی جهان را جمع کرده است. این افزایش قدرت شلیک چینی ها در دریا - تکمیل شده توسط یک نیروی موشکی که در برخی مناطق اکنون از آمریکا بالاتر است - بازی در اقیانوس آرام را تغییر داده است. در حال گسترش نیروی دریایی برای رئیس جمهور شی مهم است جین پینگ پیشنهاد جسورانه برای تبدیل چین به قدرت نظامی برجسته در منطقه. در تعداد خام ، نیروی دریایی PLA اکنون بزرگترین ناوگان جهان را دارد. همچنین سریعتر از هر نیروی دریایی بزرگ دیگر در حال رشد است.

"ما فکر کردیم چین می تواند یک فشار بزرگ برای مدت طولانی باشد ، و بنابراین ما به آنها اجازه می دهیم که مسابقه تسلیحاتی نیروی دریایی را شروع کنند در حالی که طلوع می کردیم ، "جیمز هولمز ، استاد کالج جنگ دریایی ایالات متحده و یک افسر سابق جنگ سطحی نیروی دریایی ایالات متحده گفت.

وزارت دفاع ملی چین ، فرماندهی هند و اقیانوس آرام ایالات متحده و پنتاگون به سوالات رویترز پاسخ ندادند.

برای ایالات متحده ، در حال حاضر در هر عملیاتی برای حمایت از متحدان منطقه ای خود ، از جمله ژاپن و تایوان ، خطر بسیار بیشتر است. اکنون آمریكا با موانع دلهره آور در برابر هرگونه تلاش برای تقویت تایوان كه در دوره بحرانی بسیار فراتر رفته است ، روبرو است. پکن تایوان را یک استان قاصد می داند و در حال حاضر در حال ساخت یک نیروی دوزیست است که می تواند به آن توانایی حمله به این جزیره را بدهد.

مقامات ارشد دفاعی و امنیتی آسیا می گویند PLA پیشرفت های نیروی دریایی در چنین شرایطی عدم اطمینان جدیدی را ایجاد کرده است: اگر پکن بتواند در مورد مداخله واشنگتن علیه چین تردید جدی ایجاد کند ، ارزش تضمین های امنیتی آمریکا در آسیا را تضعیف می کند.

در ماه نوامبر ، یک کمیسیون دو حزبی که توسط کنگره برای بررسی استراتژی دفاع ملی دولت ترامپ تشکیل شد ، گزارش داد که در جنگ با چین بر سر تایوان ، "آمریکایی ها می توانند با شکست قاطع نظامی روبرو شوند."

گسترش سریع

به گفته مقامات ارتش آمریكا و چین ، چین با اطمینان یافتن از تسلط بر دریاهای خود ، قصد دارد سلطه نیروی دریایی آمریكا را در آبهای دوردست نیز در اقیانوس آرام غربی و اقیانوس هند به چالش بكشد.

تصاویر ماهواره ای از حوضچه های چینی ، گزارش ها در رسانه های تحت کنترل دولت چین و ارزیابی کارشناسان نیروی دریایی آمریکا و سایر کشورها نشان می دهد نیروی دریایی PLA به همان سرعتی گسترش می یابد که کارخانه های کشتی سازی می توانند بدنه ها را به هم جوش دهند.

این ناوگان آبی درحال ظهور برای فرماندهان اولیه نیروی دریایی کمونیست که در مراحل پایانی جنگ داخلی کشور متولد شده بودند ، فقط یک رویا بود. سپس ، ارتش آزادیبخش خلق مجموعه ای متشکل از قایق های ماهیگیری و سربازان وظیفه ای را که از ملی گرایان فرار می کردند ، جمع کرد.

از سال 2014 ، چین کشتی های جنگی ، زیردریایی ، کشتی های پشتیبانی کننده و کشتی های بزرگ آبی-خاکی را از تعداد کل کشتی هایی که اکنون در ناوگان پادشاهی انگلستان خدمت می کنند ، راه اندازی کرده است ، طبق تحلیلی از موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک مستقر در لندن که در ماه مه سال گذشته منتشر شد. بین سالهای 2015 و 2017 ، چین تقریباً 400,000 تن شناور دریایی را به فضا پرتاب کرد ، که تقریباً دو برابر بازده کشتی سازی های ایالات متحده در آن دوره است ، IISS گفت.

طبق گفته تحلیلگران نیروی دریایی آمریکا و سایر نیروهای دریایی غرب ، نیروی دریایی PLA اکنون حدود 400 کشتی جنگی و زیردریایی دارد. تا سال 2030 ، نیروی دریایی چین می تواند بیش از 530 کشتی جنگی و زیردریایی داشته باشد ، طبق یک پیش بینی در یک مطالعه کالج جنگ دریایی ایالات متحده 2016.

یک نیروی دریایی کوچک و پر کار ایالات متحده، که از زمان پایان جنگ سرد تقریباً بدون چالش بر اقیانوس ها حاکم است ، در پایان ماه مارس 288 کشتی جنگی و زیردریایی داشت ، طبق گفته پنتاگون.

در سطح جهانی ، نیروی دریایی ایالات متحده همچنان نیروی دریایی غالب است ، قدرتی که صلح را حفظ می کند و آزادی دریانوردی را در دریاهای آزاد حفظ می کند. چهره های نظامی و سیاسی چین می گویند در حالی که ناوگان کشورشان کشتی های بیشتری دارد ، آمریکا دارای کشتی های قدرتمندتر و برتری کلی در دریا است.

یک افسر بازنشسته نیروی دریایی چین به رویترز گفت ، "ناوگان نیروی دریایی چین حداقل سه دهه از ایالات متحده عقب است" ، خواستار ناشناس شدن نام خود شد. "خیلی زود است که ایالات متحده دلخور شود."

چین اما در نزدیکترین آب به سواحل خود تسلط یافته است.

پایان دادن به تحقیر چین

پرتاب منظم و بسیار تبلیغاتی کشتی های جنگی جدید یک سلاح سیاسی قدرتمند برای خی است جین پینگ. برای مخاطبان داخلی ، ناوهای هواپیمابر ، ناوشکن و زیردریایی مدرن گواه مهمی هستند که آنچه Xi به عنوان "رویای چینی" توصیف می کند ، چشم انداز او از یک کشور جوان و جوان ، در حال تحقق است.

تقریباً بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت در اواخر سال 2012 ، شی شروع به یک سری بازدیدهای عالی از پایگاه های دریایی و سفرهای دریایی با کشتی های جنگی زیبا و جدید کرد. در فیلم های مستند و گزارش های خبری ، او را به سمت سلام و احترام افسران و خدمه معلوم است که از نظر ظاهری معلوم نیست ، حمل می کنند. در حال انجام ، او از طریق دوربین شکاری بزرگ دریایی به فاصله پل نگاه می کند ، از نردبان ها بین عرشه ها بالا می رود و وعده های غذایی را با ملوانان تقسیم می کند.

در بهار سال گذشته ، وی یک تمرین عظیم را در دریای چین جنوبی تماشا کرد ، جایی که ناوگان 48 کشتی جنگی در شکل گیری جمع شدند. نیمی از این شناورها از زمان به قدرت رسیدن شی رسانه های تحت کنترل دولت گزارش دادند. نکته جالب توجه پرتاب جت های جنگنده از اولین ناو هواپیمابر چین بود: لیائونینگ 60,000 هزار تنی ، یک صفحه صاف متعلق به دوران اتحاد جماهیر شوروی که به عنوان یک بستر آزمایش برای عملیات ناوهای هواپیمابر بوده است. نیروی دریایی چین ناو هواپیمابر دوم را نیز راه اندازی کرده است که به گفته مقامات آمریکایی اکنون در آزمایش های دریایی است و انتظار می رود امسال به ناوگان بپیوندد.

یک پیام کلیدی در پوشش رسمی سفرهای زی: یک نیروی دریایی هوشیار تحت فرماندهی وی از تکرار قرن تحقیر که با جنگ اول تریاک در سال 1839 آغاز شد و در طی آن قدرت های استعمارگر اروپا و مهاجمان ژاپنی از مزایای ظالمانه محافظت می کردند ، محافظت خواهد کرد. یک چین آسیب پذیر

هر کودک مدرسه ای چینی می آموزد که رنجهای چین تا حدی به دلیل فقدان نیروی دریایی مدرن بوجود آمده است. بدنام ، در سالهای آخر سلطنت چینگ ، امپراطور داوجر بودجه ای را که برای نوسازی نیروی دریایی در نظر گرفته بود ، به ساخت کاخ تابستانی جدید اختصاص داد. این باعث شکست سنگین چین در جنگ 1894-95 با ژاپن شد ، که در آن یک نیروی دریایی در حال ظهور ژاپن ناوگان چین را شکست.

در حالی که ارجاعات مکرر پکن به این تحقیرهای گذشته ارزش تبلیغاتی دارد ، بر اساس اسناد استراتژی نظامی منتشر شده توسط دولت چین ، در حال حاضر حمله به عنوان تهدیدی بسیار بعید تلقی می شود. در این اسناد آمده است که در عوض ، چین باید برای درگیری با شدت بالا در نزدیک دریاهای خود آماده شود.

دقیقاً چگونگی بروز این درگیری ها بیان نشده است. اما افسران آمریكا و سایر نظامیان خارجی اظهار داشتند كه آنها بدون تردید منظور پكن به درگیری بر سر تایوان یا مناطق مورد مناقشه در نزدیكی دریاهای چین بوده است. این استراتژی باعث دور شدن از تأکید سنتی پکن بر نیروهای زمینی می شود. این یک تحول تاریخی برای یک قدرت قاره ای باستان است که برای هزاره ها از ارتش هایی که از شمال و غرب به خشکی حمله می کنند ، ترسیده است.

خی وضعیت نیروی دریایی را در بزرگترین ارتش جهان ارتقا داده است. در اقدامی بی سابقه برای آنچه ارتش تحت سلطه بوده است ، یک افسر ارشد نیروی دریایی ، معاون دریادار یوان یوبای ، در سال 2017 به عنوان رئیس فرماندهی تئاتر جنوبی چین منصوب شد ، یکی از پنج فرماندهی منطقه ای کشور.

در دوره Xi ، حزب کمونیست نیز شیر مالی را باز کرده است. طبق گزارشی که سال گذشته کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی ایالات متحده و چین از Jane's By IHS Markit ، یک شرکت اطلاعات دفاعی ، دستور داده است ، بین سال های 2015 و 2021 ، کل هزینه های نظامی 55 درصد از 167.9 میلیارد دلار به 260.8 میلیارد دلار پیش بینی شده است. در همان دوره ، پیش بینی می شود سهم نیروی دریایی از این بودجه 82 درصد از 31.4 میلیارد دلار به 57.1 میلیارد دلار افزایش یابد در این گزارش آمده است

رهبر چین هدایت روشنی را برای تبدیل نیروی دریایی به یک نیرو جهانی واقع در نظر گرفته است که از تجارت گسترده دریایی کشور محافظت می کند و گسترش منافع بین المللی. چین در سال 2015 در مقاله سفید خود در مورد دفاع ، اظهار داشت که نیروی دریایی ارتش این کشور به تدریج تمرکز خود را از دفاع از آبهای فراساحلی خود به عملیات در دریاهای آزاد تغییر می دهد.

در حال حاضر ، بسیاری از کشتی های جنگی چین کشتی های کوچکتری هستند ، از جمله ناوگان بزرگی از کشتی های حمله موشکی سریع. اما طبق مصاحبه های انجام شده با پیشکسوتان نیروی دریایی آمریکا ، تایوان و استرالیا ، کشتی سازی های چینی کشتی های جنگی سطحی راه اندازی می کنند که شکاف اندازه ، کیفیت و توانایی خود را با بهترین همتایان خارجی خود کاهش می دهند. آنها می گویند ناوگان بزرگ زیردریایی های معمولی و هسته ای چین نیز به سرعت در حال بهبود است.

تا سال 2020 ، نیروی دریایی PLA کشتی های جنگی و زیردریایی بزرگ سطح بیشتری نسبت به نیروی دریایی روسیه خواهد داشت، [که به هر حال بین چهار ناوگان مختلف تقسیم شده است] دریاسالار هری هریس ، رئیس سابق فرماندهی اقیانوس آرام ایالات متحده ، سال گذشته به یک کمیته کنگره گفت. برخی از کارشناسان نیروی دریایی آمریکا بر این باورند که چین می تواند تا سال 2030 با تعداد و کیفیت کشتی های اصلی جنگی سطحی با نیروی دریایی ایالات متحده برابری کند.

به گفته افسران ارشد ایالات متحده و سایر نیروی دریایی منطقه ای ، بسیار مهم است که نیروی دریایی چین از قبل در قدرت ضربه قدرت دارد. بهترین ناوشکن های چینی ، ناوچه ها ، ناوچه های تهاجمی سریع و زیردریایی ها به موشک های ضد کشتی مجهز شده اند که در بیشتر موارد نسبت به کشتی های جنگی آمریکا بسیار فراتر از عملکرد خود هستند و این افسران می گویند.

یک جنگ متفاوت

این قدرت شلیک توضیح می دهد که چرا واشنگتن حامل های خود را از فاصله دور نگه می دارد. آخرین ناو آمریکایی که از تنگه تایوان عبور کرد ، ناو هواپیمابر USS Kitty Hawk بود که در اواخر سال 2007 پس از محرومیت از بازدید از بندر به هنگ کنگ ، با گروه نبرد خود ترانزیت کرد.

نیروی دریایی ایالات متحده و سایر نیروی دریایی خارجی هنوز در نزدیکی سرزمین اصلی چین حرکت می کنند. اما آنها از نمایش آشکار نیرو که خطر درگیری با کشتی های جنگی و زیردریایی های مدرن چین را افزایش می دهد ، اجتناب می کنند. افسران ناوگان ناوگان بازنشسته نیروی دریایی ایالات متحده می گویند که در سال های اخیر ، پنتاگون در میان هشدارهای مکرر چینی ، از ارسال ناو به دریای زرد بین شبه جزیره کره و سرزمین اصلی چین خودداری کرده است.

نمونه ای از عزم چین برای کنترل آبهای نزدیک آن در این ماه رخ داد ، زمانی که یک ناو جنگی فرانسوی از تنگه تایوان عبور کرد. مقامات آمریكایی به رویترز گفتند ، پس از ترانزیت ناوچه وندمیایر در 6 آوریل ، چین به پاریس اطلاع داد كه فرانسه دیگر از حضور در جشن هفته گذشته به مناسبت هفتادمین سالگرد تأسیس نیروی دریایی كمونیست چین استقبال نمی كند.

افسران باسابقه نیروی دریایی ایالات متحده پیش بینی می کنند هرگونه درگیری جدی با چین در سواحل آن خونین خواهد بود. ایالات متحده و متحدانش متحمل خطرهای سنگین و شکست احتمالی می شوند ، میگویند.

این نوع درگیریها با جنگهایی که ایالات متحده در خاورمیانه و افغانستان انجام داده است بسیار متفاوت خواهد بود. گری روگد ، رئیس مشترک در بررسی استراتژی دفاعی دولت ترامپ در سال 2018 ، گفت: در آنجا ، آمریکا از برتری هوا و دریا بدون چالش و تدارکات بدون مانع برخوردار است.

روگد ، رئیس سابق عملیات دریایی ، مقام عالی در نیروی دریایی ایالات متحده ، گفت ، امروز ، خسارت سنگین به کشتی های جنگی یا پایگاه های مهم آمریکایی ، خسارت سنگین یا خسارات زیادی برای ایالات متحده در واقع یک واقعیت واقعی اما دست کم گرفته شده است. وی در مصاحبه ای با رویترز گفت: "ما در مورد ضررهای قابل توجه سرمایه ای كه رخ خواهد داد - و مردم آمریكا برای این امر آماده نیستند." "اینها فاکتورهای مهمی در معادله برد-باخت هستند."

پیشکسوتان ارتش چین و افرادی که با رهبران حزب کمونیست حاکم ارتباط دارند ، می گویند عضله جدید نیروی دریایی چین ماهیتی دفاعی دارد. آنها می گویند مقابله با ایالات متحده متخاصم که چین را دشمن می داند ضروری است.

یک افسر بازنشسته PLA گفت: "بدون تسلط بر هوا و دریا ، کشتی های نیروی دریایی چین فقط در صورت درگیری هدف قرار می گیرند." "برای همسایگان جنوب شرقی آسیا ، نیروی دریایی چین ممکن است ترسناک باشد ، اما قدرت آن محدود به آبهای نزدیک سواحل این کشور است و خیلی زود است که بتواند در دریای آزاد به حساب بیاید."

نیروی دریایی PLA در حال رشد و پیشرفت است و در تعداد ناوگان بیش از رقبای آمریکایی خود است. اما چین هنوز از قدرت کلی نیروی دریایی ایالات متحده کوتاه است. آمریکا با داشتن 11 ناو هواپیمابر ، 88 ناو جنگی قدرتمند سطحی و 69 زیردریایی مجهز به انرژی هسته ای ، نیرومندترین ناوگان را مستقر می کند و به گفته مقامات نظامی آمریکا و چین ، احتمالاً برای مدتی برتری فناوری را حفظ خواهد کرد.

در پاسخ به چالش چین و یک نیروی دریایی تجدید قوا روسیه ، پنتاگون در حال بازسازی ناوگان خود و تسریع در توسعه سلاح های جدید از جمله معرفی فوری موشک های دوربرد است. طبق اسناد پیشنهادی بودجه 355 دولت ترامپ ، ایالات متحده قصد دارد ناوگان 2034 نفری را تا سال 2020 مستقر کند. و متحدان اصلی ایالات متحده ژاپن ، کره جنوبی و استرالیا در حال ارتقا nav نیروی دریایی خود با کشتی های جنگی و زیردریایی جدید و پیشرفته هستند.

چین همچنین در تلاش برای تبدیل شدن به یک نیروی دریایی جهانی با چالش هایی روبرو است. کارشناسان نیروی دریایی چین و خارجی هشدار می دهند که پکن با اضافه کردن کشتی های جنگی متعدد به ناوگان خود ، با یک بار بودجه عظیم روبرو است. به گفته سازندگان کشتی ، به طور معمول ، اگر هزینه های نگهداری و بازسازی ، هزینه های تعمیر و نگهداری و بازسازی را شامل شود ، نیروی دریایی سه برابر هزینه اولیه ساخت یک ناو جنگی را در طول عمر خود پایان می دهد.

در برخی از فناوری های حیاتی نیروی دریایی ، چین در تلاش برای رسیدن به این مرحله است. طبق ثبت جهانی تجارت اسلحه ، کارخانه های کشتی سازی چین هنوز هم به برخی از موتورها ، سلاح ها و حسگرها به تأمین کنندگان خارجی اعتماد می کنند. دستگیری های مشهور جاسوسان چینی مظنون به سرقت اسرار نظامی در ایالات متحده نشان می دهد که نیروی دریایی چین در رادارها ، سنسورهای زیر آب و سایر فناوری های الکترونیکی کاستی هایی دارد.

به گفته کارشناسان نظامی چینی و غربی ، نیروی دریایی PLA در جنگ ضد زیردریایی کاملاً عقب از ایالات متحده و سایر نیروی دریایی است و این یک نقص جدی است. اکثر تحلیل گران نظامی غربی نیز معتقدند که نیروی دریایی چین توانایی دوزیستی برای حمله به تایوان را ندارد - شناورها و مهارت هایی که از طریق دریا به جزیره می رسند و سپس چکمه ها را روی زمین قرار می دهند.

یک حامل عظیم غیرقابل غرق شدن

با این حال ، وقتی نوبت به تسلط بر دریاهای نزدیک آن می رسد ، چین نیازی به مطابقت با کشتی ایالات متحده ندارد. نیروی دریایی ایالات متحده یک نیروی جهانی است که دارای پایگاه های دریایی و چندین مأموریت از جمله پشتیبانی از عملیات خاورمیانه ، تقویت متحدان اروپایی ، مقابله با احیای نیروی دریایی روسیه و حفاظت از مسیرهای حمل و نقل جهانی است. برای انجام این کار ، نیروی دریایی ایالات متحده باید تقریباً بر تمام اقیانوس های جهان تسلط یابد.

در مقابل ، کل ناوگان چینی در سواحل سرزمین اصلی مستقر شده است. این به این معنی این تیم از مزیت تیم میزبان بودن برخوردار است. بدون مسئولیت های نظامی بزرگ جهانی ، نیروی دریایی PLA می تواند تقریباً تمام نیروهای خود را در آبهای ساحلی خود متمرکز کند ، و منطقه ای را که پکن از آن به عنوان "اولین زنجیره جزیره" یاد می کند ، طغیان کند: قوسی که از طریق جزایر اصلی نزدیک مجمع الجزایر ژاپن عبور می کند ، تایوان ، فیلیپین و بورنئو.

در درگیری در این نزدیکی دریاها ، سرزمین اصلی چین به عنوان یک ناو هواپیمابر گسترده و غرق نشدنی عمل می کند. کشتی های جنگی چین می توانند به پشتیبانی لجستیکی و قدرت شلیک موشک های زمینی و هواپیماهای ضربتی نزدیک شوند. تحلیلگران نظامی ایالات متحده و چین می گویند ، این نیروها سعی دارند کشتی های جنگی دشمن را با شلیک موشک و اژدر از چندین جهت غرق کنند.

هنگامی که رئیس جمهور بیل کلینتون در اوایل سال 1996 دو گروه جنگنده حمل کننده را در خارج از تایوان مستقر کرد ، بیشتر این قدرت آتش برای پکن در دسترس نبود. نیروی دریایی منسوخ چین ، که برای دفاع از ساحل آماده شده بود ، قادر به پاسخ دادن نبود ، و پکن فقط می توانست با درماندگی به رای گیری تایوانی ها ادامه دهد.

افسران نیروی دریایی چین و غرب می گویند این تحقیر نقطه عطفی بود. استونگ ، چین به روسیه دو ناوشکن قدرتمند مجهز به موشک های ضد کشتی مافوق صوت سفارش داد که می توانند ناوهای آمریکایی و دیگر کشتی های جنگی را بیرون بکشند. بعداً دو نفر دیگر از یک سفارش بعدی وارد شدند.

سپس کارخانه های کشتی سازی نیروی دریایی چین شروع به لنگ خوردن کردند. تصاویر ماهواره ای از حیاط های اصلی شانگهای ، دالیان ، گوانگژو و ووهان ، آنها را تقریباً به طور مداوم مملو از کشتی های جنگی و زیردریایی در مراحل مختلف ساخت نشان می دهد. از ژوئن 2017 ، کارخانه های کشتی سازی چین چهار رزمناو به سختی مسلح Type 055 را به فضا پرتاب کرده اند که به گفته مقامات نظامی آمریکا و چین مطابقت هر کشتی جنگی مدرن است.

چندین کشتی جنگی در آوریل 2018 در یک بخش از کشتی سازی Jiangnan در شانگهای دیده می شود ، از جمله رزمناوهای Type 055 و Type 052D ناوشکن ها ، ناوهای جنگی سطح پیشرفته مسلح به موشک های دوربرد برای حمله به اهداف دریایی و هوابرد. ارتش چین در تاریخ 055 آوریل اعلام کرد که اولین رزمناو تایپ 10,000 ، نانچانگ 25 هزار تنی ، بیشتر آزمایش های دریایی خود را به پایان رسانده و به زودی به ناوگان ملحق خواهد شد. این هواپیما در صورت عملیاتی شدن ، نیروی مهمی در نیروی دریایی چین خواهد داشت.

و PLA در حال ساخت نیرویی از شناورهای سنگین بالابر مدرن و آبی خاکی است که به مرور زمان می تواند به پکن اجازه دهد تا در تایوان یا مناطق مورد مناقشه مانند جزایر سنکاکو تحت کنترل ژاپن ، معروف به جزایر دیائویو در چین ، فرود آید. PLA همچنین در حال آموزش نیروی گسترده ای از تفنگداران دریایی برای فرود دوزیستان است. طبق گزارش سالانه پنتاگون در مورد قدرت نظامی چین که در ماه آگوست منتشر شد ، انتظار می رود نیروی دریایی چین تا سال 30,000 یک نیروی 2020 هزار نفری باشد.

بر اساس گزارش در رسانه های رسمی ، در تاریخ 27 فوریه ، دومین ناو هواپیمابر چین برای انجام پنجمین دوره آزمایش های دریایی خود ، از دالیان به دریا آمد.

با توجه به اینکه ناو هواپیمابر هنوز نامش در آستانه پیوستن به ناوگان است ، نیروی دریایی PLA سالگرد خود را در 23 آوریل با نمایش نیروی دریایی چند ملیتی در مقر ناوگان دریای شمال در چینگدائو جشن گرفت. خی جین پینگ در حال حاضر بود که Nanchang اولین حضور عمومی خود را با ناوگان انجام داد.

منبع: رویترز

 

اشتراک
اطلاع از
guest
17 نظرات
قدیمی ترین
تازه ترین بیشترین تعداد رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

بازتاب
1 سال پیش

[…] GMT Coronavirus: آلمان ضد آمریکاییسم (alt) Gatestone Institute :: مقالات 1030 GMT GMT ناوگان عظیم چین در حال صعود به تعادل در اقیانوس آرام است: یک شرکت حمل و نقل هوایی آمریکایی قایق تایوان… (alt) Anti-Empire1029 GMT ویروس کرونا در روسیه: آخرین اخبار | 19 مارس (msm) روزنامه مسکو تایمز […]

cechas vodobenikov
cechas vodobenikov
ماه 7 پیش

فقط آمریكایی ها و ژاپنی ها این سینوهراسی را به نمایش می گذارند - چین نیروی دریایی خود را برای گشت زنی در كارائیب نمی فرستد یا مانند آمریكایی ها ونزوئلا را با نیروی دریایی خود تهدید نمی كند ... همه می فهمند كه آمریكایی ها سالم هستند - آنها فقط به زور و قدرت پاسخ می دهند - با این بربرها ، باید بدیهیات را بیاد آورد: اگر می خواهید صلح آماده جنگ شوید!
امروز سیاستمداران فاشیست چینی ها را به ایجاد ویروس متهم می کنند - آمریکایی ها در دیتریک اختراع کردند

Michael
مایکل
ماه 7 پیش

به عنوان استعاره روزگاری ، امریکا یک اسکادران از مردان قوی قد فرستاد ، اکنون او گروهی از سالمندان را با چوب می فرستد نظر تصویر

David Chu
دیوید چو
ماه 7 پیش

با 11 ناو هواپیمابر ، 88 کشتی جنگی قدرتمند سطحی و 69 فروند
زیردریایی های هسته ای ، آمریكا نیرومندترین ناوگان را به كار می گیرد و
طبق گفته های ایالات متحده احتمالاً برای مدتی لبه فناوری حفظ می شود
و مقامات نظامی چین.

آن 11 ستاره مرگ همان چیزی است که Maginot Lines برای WW2: اردک های نشستن عظیم. اکنون آن 69 زیر هسته هسته ای چیز دیگری هستند. اما هنگامی که آنها شروع به شلیک SLBM های خود کردند ، آنها مرده اند.

David Chu
دیوید چو
ماه 7 پیش

در سطح جهانی ، نیروی دریایی ایالات متحده همچنان نیروی دریایی غالب است
قدرتی که صلح را حفظ می کند و آزادی ناوبری در آن را حفظ می کند
دریای آزاد

چه هاگواش فلوت بالا! نیروی دریایی امپریالیستی ایالات متحده در حال گشت زنی در اقیانوس ها و دریاها برای اجرای امپریالیسم و ​​نسل کشی آنهایی است که از دستورات و دستورات فرمانروایان یانکی پیروی نمی کنند.

cechas vodobenikov
cechas vodobenikov
ماه 7 پیش
پاسخ دادن به  دیوید چو

دقیقاً - ابرقهرمانان روسی و چینی ها (طبق گفته کارشناسان آمریکایی) در صورت وقوع جنگ (در مگر اینکه در ویرجینیا پنهان شده و به تعمیر نیاز داشته باشند) در طی 3-5 روز تمام شرکت های حمل و نقل آمریکایی را نابود می کنند ... امروز شرکت های روسی می توانند در حالی که غوطه ور هستند ، ابرقهرمانان مسلح هسته ای را راه اندازی کنند ... ایالات متحده روی سلاح های بی ربط منسوخ سرمایه گذاری می کند ... آنها از اشتباهات هیتلر یاد نگرفتند ... زیر مجموعه های آلمان بسیار موثر بودند. هیتلر ژنرال های خود را نادیده گرفت و منابع خود را به گسترش لوفت وافه منتقل کرد - تاریخ نشان می دهد که این یک اشتباه استراتژیک بود ، رسوایی F-35 نشان می دهد آمریکایی ها همانطور که سانتایانا نوشتند "نادان و غیرقابل شنیدن" هستند

David Chu
دیوید چو
ماه 7 پیش
پاسخ دادن به  cechas vodobenikov

نه ، درک شما از این تاریخ نادرست است.

اشتباه بزرگ هیتلر این بود که او نسبت به کسانی که به طور ضمنی به آنها اعتماد دارد ، یعنی هرمان گورینگ ، بیش از حد نرم بود. این گورینگ بود که نتوانست هواپیماهای جنگی را همانطور که قول داده بود تحویل دهد. گورینگ در اجرای برنامه 4 ساله در طی سالهای 1933-1936 و همچنین در طی آن سالها تا جنگ جهانی دوم و البته در هنگام حمله رعد اسا در لهستان و فرانسه بسیار م effectiveثر بود. اما او آن را در سال های آخر جنگ جهانی دوم از دست داد.

Robert Bruce
رابرت بروس
ماه 7 پیش
پاسخ دادن به  cechas vodobenikov

زیرمجموعه های نوع XXI و XXIII در اواخر جنگ هدر دادن منابع بسیار عظیم بود. تعداد کمی که در واقع تولید و به دریا تبدیل شده بودند ، فولاد کافی برای ساخت 5,000 پانزر را داشتند. در اواخر سال 1944 / اوایل سال 45 ، این ممکن است تأثیرگذار باشد.

Jihadi Colin
ماه 7 پیش
پاسخ دادن به  دیوید چو

من به این خط پاسخ دادم با یک رشته hahahahas اما نظر من هنوز "در انتظار" است.

Jihadi Colin
ماه 7 پیش

در اینجا چیزی است که من دو سال پیش در مورد حمله فرضی / آزادی چین به تایوان نوشتم:

در صورت حمله غیرمنتظره چین به تایوان ، تایوان برای چند روز می تواند مقاومت کند؟
دو حالت ممکن وجود دارد که می تواند وضعیت موجود در مورد تایوان را تغییر دهد.

در مرحله اول ، امپراتوری در حال فروپاشی آمریکا ، در تلاش برای حمله به منافع چین از هر طریقی ، رژیم تایلندی را به اعلام رسمی استقلال تحریک می کند ، وعده می دهد که به کمک آن بیاید. در حقیقت ، تا زمانی که رژیم ناخوشایند تایوانی رسماً استقلال را اعلام کند ، در واقع ، آمریکا نمی تواند نیروهایی را در خاک خود مستقر کند ، زیرا این امر حمله به چین است. و چین سوریه نیست ، با خشونت و از دست دادن کنترل دولت ، جایی که مهاجمان آمریکایی می توانند با امنیت نسبی فعالیت کنند.

بنابراین ، اگر می توان استخوان تایوان را برای اعلام جدایی به طور رسمی تحریک کرد ، نیروهای استقرار سریع آمریکایی می توانند در عرض چند روز به این جزیره منتقل شوند ، و سپس هر گونه تلاش چین برای گرفتن این جزیره خطر شروع یک جنگ هسته ای کامل را به خطر می اندازد.

در سناریوی دوم ، امپراتوری امریکا تحریک کننده تایوان را به جدایی تحریک نمی کند. اما رژیم تایوان ، با مشاهده انحطاط امپراتوری ، فکر می کند که این آخرین فرصت استقلال است قبل از اینکه آمریکا برای کمک به آن ضعیف شود ، و بنابراین استقلال را یک جانبه اعلام می کند.

در هر دو شرایط چین راهی جز پس گرفتن تایوان با زور نخواهد داشت. این امر دو دلیل دیگر دارد:

مورد اول در همه ملت های چند قومی ، از ترکیه گرفته تا اسپانیا ، از هند تا نیجریه و پاکستان تا روسیه مشترک است. اگر به هر قومی از ملت اجازه تجزیه داده شود ، نتیجه آن احتمالاً جدایی سایر قومیت ها نیز خواهد بود که باعث از هم پاشیدگی دولت یا حداقل یک جنگ گسترده و ویرانگر برای جلوگیری از این تجزیه خواهد شد. این دلیل اصلی است که اسپانیا به کاتالونیا ادامه می دهد (وگرنه باسکها جدا می شوند) ، نیجریه به مناطق ایبو که قبلاً بیافرا بودند (یا در غیر این صورت مناطق مسلمان فولانی از شمال نیز می رفتند) ، ترکیه ، عراق ، سوریه و ایران به مناطق کردنشین ، هند به کشمیر و ناگالند ، پاکستان به بلوچستان ، روسیه به چچن. هیچ کس نمی خواهد مانند یوگسلاوی دیگری به سرانجام برسد ، جایی که شکست در خرد کردن جدایی طلبی اولیه منجر به نابودی کامل کشور شد.

(چکسلواکی اغلب به عنوان نمونه ای از چگونگی جدا شدن دو قوم بدون آسیب رساندن به یکدیگر مطرح می شود. تشبیه نادرست. این کشور تنها دارای دو گروه قومی اصلی بود ، و اگرچه آنها به دو ملت جدا شدند ، هر دو صرفاً تابعیت چکسلواکی خود را برای وضعیت بردگان اتحادیه اروپا و علوفه توپ برای ناتو.)

بنابراین ، چین مجبور است هرگونه تلاش برای جدایی توسط رژیم تجاوزكاری تایوان را درهم كوبد. این یک تهدید وجودی برای کل ملت چین است ، که به خوبی می داند همان امپراتوری آمریکا در حال جدایی طلبی در میان تبتی ها و اویغورها است. چاره ای نخواهد داشت. این واقعیت که حمله به تایوان یک کار خونین و پرهزینه خواهد بود ، هم از نظر خون و هم از نظر پول ، تفاوتی ایجاد نمی کند.

به همین دلیل است که تجزیه و تحلیل ادعا می کند که درد اقتصادی و سیاسی یک کارزار نظامی برای گرفتن تایوان این است که چین منصرف می شود و این موضوع را از دست می دهد. بدون استثنا ، همه این تحلیل ها آمریکایی است و بنابراین محصول امپراتوری متعلق به وال استریت است که کل سیاست خارجی آن به ترازنامه های الیگارشی ها در آنجا بستگی دارد. تانکرهای فکر آمریکایی فقط از نظر پول می توانند دنیا را تصور کنند. آنها مدتهاست که همه ایده های ملی گرایی را کنار گذاشته اند ، مگر اینکه ابزاری برای شستشوی مغزی و دستکاری توده ها باشد. اما همه ملت ها اینگونه فکر نمی کنند. و چین ، که یک تجربه تحقیرآمیز یک قرن تحقیر امپریالیست های غربی و سپس ژاپنی را از دهه 1830 تا دهه 1940 تجربه کرده است ، قطعاً اینگونه فکر نمی کند.

دلیل دوم اینکه چین مجبور به تجزیه طلبی تایوان است ، با آن قرن تحقیر ارتباط دارد. شاید تعجب آور باشد ، برای ملتی که چنین انبوهی از زمین را پوشش می دهد ، تقریباً همه حمله ها و تجاوزها به چین در دوران مدرن از دریا صورت گرفته است. این خارجی های منتسب به دریا هستند که چینی ها را مجبور به خرید تریاک با اسلحه ، تحویل شهرهای خود به عنوان "شهرک" کرده و عملاً به مجموعه ای از استحمارهای مستعمره تبدیل می کنند. این ژاپنی های منتسب به دریا بودند که ابتدا به کره و سپس تایوان حمله کردند. که منچوری را تراشید ، و سپس به شانگهای و نانجینگ حمله کرد ، و میلیونها نفر را قتل عام کرد. و این ناوگان دریایی آمریکایی است که امروز نیز چین را تهدید می کند.

صدها سال ، توانایی های دریایی چین تقریباً وجود نداشت - وضعیتی که در حقیقت ، تا چند سال پیش ادامه داشت. هنگامی که در سال 1996 امپراتوری آمریکا یک ناو هواپیمابر به تنگه های تایوان فرستاد ، چین نمی توانست کاری از پیش ببرد و اگر تایوانی ها در آن زمان استقلال اعلام می کردند ، به جز حملات موشکی گسترده و شاید جنگ هسته ای ، کار دیگری نمی توانستند انجام دهند. اما این به عنوان یک زنگ بیدارباش خدمت می کرد و مناظر دفاعی چین را از خشکی به دریا تعیین می کرد. از آن زمان به بعد ، چینی ها در حال افزایش توانایی های دریایی خود ، خریدن زیردریایی های جدید ، ناوشکن ها و اکنون ناوهای هواپیمابر هستند. مهمترین چیز این است که تمام جدیدترین خریدها نه تنها چینی ساخته شده بلکه چینی طراحی شده است. به عنوان مثال ، در زمینه ناوهای هواپیمابر ، چین در حال حاضر دهه ها جلوتر از روسیه و بسیار جلوتر از هند است که پنجاه سال تجربه بیشتر دارد. این بدان معنی است که ، برای اولین بار تاکنون ، چین به خاطر خریدهای دفاع دریایی خود ، هیچ کس را به چشم نمی بیند.

این تجمع نیروی دریایی غیرقابل توصیف است ، مگر اینکه وسیله ای برای محافظت از سواحل چین و خطوط تجاری فزاینده حیاتی باشد ، از جمله آنهایی که از تنگه مالاکا عبور می کنند ، اینها نقاط مهمی هستند که بیشتر تجارت چینی را از طریق آن عبور می دهند. تقویت آمریکایی.

همزمان ، چینی ها سپاه تفنگداران آنها هستند - از بیست هزار نیرو به صد هزار نفر - و قابلیت های خود را ارتقا می دهند. چین درگیر حمله و الحاق سایر کشورها یا حتی اعزام نیرو به خارج از کشور نیست. اکنون فقط به طور آزمایشی یک پایگاه نظامی در جیبوتی در آفریقای شرقی ایجاد می کند. اما متوجه شده است که امنیت آن در کنترل دریا نزدیک سواحل آن است و قصد دارد آن را کنترل کند. برای این منظور ، و برای اجرای ادعاهای ارضی چین در جزایر دریای چین جنوبی ، یک نیروی دریایی قدرتمند ضروری است.

بنابراین ، اگر رکاب تایوانی استقلال اعلام کند ، چین فقط مجبور به حمله به آن نخواهد بود ، برای اولین بار تاکنون توانایی این کار را دارد. این امر به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر هرگونه تلاش جدایی طلبان توسط تایوان عمل می کند و به حفظ وضعیت موجود کمک می کند ، که قطعاً همان چیزی است که چین نیز ترجیح می دهد. پکن جنگ نمی خواهد. می خواهد منتظر بازگشت تایوان به چین از طریق مسالمت آمیز باشد.

اما اگر به خاطر تایوان به جنگ بپردازد ، تقریباً قطعی است که می توان روی آمریکا حساب کرد تا فقط با هیاهو و عصبانیت واکنش نشان دهد - حتی "تحریم های اقتصادی" (بسیار ناکارآمد) که علیه روسیه اعمال کرده است. این را از خود بپرسید - آیا متوسط ​​تولیدکننده وال وال استریت آمریکایی (تنها موجوداتی که در ساختار سیاسی آمریکا اهمیت دارند) مایل است خطر کند که آقا ، سد ، جفت ، همسران زباله و تخم ریزی به خاکستر هسته ای روی توده تایوان تبدیل شود؟ رژیم؟ آره یا نه؟ پاسخ واضح است. ببینید که چگونه حتی کره شمالی با وجود نیروهای مسلح منسوخ شده خود ، با مشتی موشک و کلاهک هسته ای ، مانع موفقیت آمریكا شده است. چین می تواند بیش از هر زمان کره شمالی ویرانی در آمریکا ایجاد کند ، البته نیازی به ذکر نیست که خاندان آمریکایی مانند ژاپن و کره جنوبی.

بنابراین ، شانس واقعی کمک آمریکایی ها به ریسه (در مقابل جیغ زدن برای رفتن به جنگ و ضربت قفسه سینه) کم است. و چین بدون شک از این موضوع آگاه خواهد بود.

بنابراین بیایید تصور کنیم شرایطی پیش می آید که چین مجبور است به تایوان حمله کند. تنگه تایوان ، گرچه نسبتاً باریک است ، دارای وزش باد شدید و دریای آزاد است ، به طوری که گفته می شود پنجره یک حمله موفق دوزیستی در سال فقط چند ماه است. من ادعا می کنم ، زیرا موانع طبیعی کمی وجود دارد که نمی تواند برطرف شود در صورت نیاز. من شدیداً مظنون هستم كه چین خواهان حمله نه در "فرصتهای فرصت" ، زمانی كه انتظار می رود حمله باشد ، بلكه در دوره ای كه چنین نیست. مخصوصاً هاوركرافت نقشی خواهد داشت.

با این حال ، آنچه اتفاق نخواهد افتاد این است که حمله با یک موشک یا محاصره آغاز می شود ، چه رسد به فرود دوزیست. آنچه ابتدا اتفاق خواهد افتاد (و قبلاً آغاز شده است) عادی سازی نیروهای چینی در نزدیکی تایوان ، با حرکت منظم نیروها در محل ، حرکت کشتی ها و هواپیماها در اطراف آن و افزایش حضور نیروهای دریایی در سرزمین اصلی در حال حمله است فاصله تایوان. رژیم تهاجمی در تایپه هرگز در زمان حمله این نیروها قطعی نخواهد بود و بنابراین ، با ایجاد کند و قابل مشاهده نیروهای نظامی ، نمی تواند از بین برود.

مرحله دوم شامل فرود نیروهای کماندویی به تعداد کم برای ایجاد پایگاه ها ، تیم های شناسایی و جوخه های ترور خواهد بود. این می تواند طی چند ماه اتفاق بیفتد ، در حالی که کماندوها توسط زیردریایی ها یا قایق های کوچک به زمین می نشیند ، در آن جنگل ها و کوه های معروف در تایوان گسترش می یابند که قرار است "نه به اشغالگران" ، بلکه به رژیم کمک کند. در عوض ، از پایگاه ها برای تعیین مکان این موشک های به همان اندازه معروف ، آماده بودن برای قطع ارتباطات ، هدایت حملات هوایی و موشکی و بسیار مهم ، بیرون بردن سیاستمداران رژیم و مقامات نظامی به عنوان به محض شروع جنگ ، در حالی که عنصر غافلگیری هنوز در طرف چینی است.

پس از استقرار این نیروها ، اما قبل از شروع خصومت آشکار ، چین می تواند محاصره را آغاز کند. علیرغم همه صحبت های بزرگ ، بعید است که پارچه تایوانی قادر به جنگ سخت باشد ، هر چقدر هم که "عزم" در تلنگر روابط عمومی داشته باشد. جوامع کارآمد سرمایه داری با انگیزه سود ، چاق شده و جوانان مبتلا به بازیهای ویدیویی ، بهترین ماده مقاومت نیستند ، هر چقدر هم "باانگیزه" باشند. محاصره چین ، وقتی آشکار می شود که پاسخ وارشینگتون محدود به زوزه کشیدن و زوزه کشیدن خواهد بود ، اما نه بیشتر ، به احتمال زیاد باعث تسلیم دست انداز در یک ماه یا کمتر خواهد شد.

اما فرض کنید اینطور نیست. بعدش چی شد؟ سپس PRC ابتدا حملات کماندویی را آغاز می کند و پس از آن رگبارهای موشکی معروف را دنبال می کند. حتی با فرض اینکه کماندوها نتوانند قدرت نظامی و غیرنظامی را از بین ببرند و همچنان با ظرفیت کامل به کار خود ادامه دهند (بسیار بعید است) ، بازهم آنها بسیار مهم خواهند بود. محل دفاع قوچ از تصاویر ماهواره ای و همچنین اطلاعات تیم کماندویی مشخص خواهد بود و می توان آنها را با حملات هوایی موشکی و ایستاده با کمی مشکل خارج کرد. این کماندوها جدا از هدف قرار دادن اطلاعات ، با منفجر کردن پل ها ، بیرون آوردن خدمات تلفنی و حمله به پایگاه های دفاع هوایی و موشکی کمک خواهند کرد. این مرحله نباید بیش از 48-72 ساعت طول بکشد تا سیستم دکل های دفاع فلج شود. به یاد داشته باشید که تایوانی ها برای دفاع از کل جزیره خود تلاش نمی کنند ، امری غیرممکن است. نیروهای آنها در ساحل غربی ، به ویژه در اطراف تایپه جمع خواهند شد ، این بدان معنی است که آنها بسیار تمرکز بیشتری دارند و با رگبارهای گسترده موشکی از بین می روند. همچنین به یاد داشته باشید که در این مرحله از بین بردن کامل نیروها ضروری نیست. تمام آنچه که چین به آن نیاز دارد تخریب توانایی های کلاهبرداری برای جلوگیری از حمله دوزیستان است. این مهم می تواند با تمرکز بر سه چیز حاصل شود: پایگاه های موشکی رامپ ، فرودگاه ها و پایگاه های دریایی ، که هیچ یک از آنها به راحتی پنهان نمی شوند. اگر این رژیم به طور م effectivelyثر از بین برود ، اگر رژیم ناامیدکننده ناامیدی از موقعیت خود را ندیده و تسلیم نشده باشد - و چینی ها تقریباً مطمئناً شرایط تسلیم از جمله درجه ای از صرفه جویی در چهره در این مرحله را ارائه می دهند - پس ، و فقط در آن صورت ، حمله آغاز می شود.

و در حال حاضر موقعیت نظامی قلاب بسیار وخیم خواهد بود ، زیرا توانایی آن برای جلوگیری از تهاجم بیش از پیش تخریب شده است. برای خنثی کردن دفاع موشکی بیشتر ، PRC می تواند "کشتی های تهاجمی" خالی از کنترل از راه دور یکبار مصرف را در موج اول ارسال کند و سپس تمام موقعیت های موشکی را که به این کشتی ها شلیک می کنند ، از بین ببرد. نیروهای تهاجمی واقعی در موج دوم فرود می آیند ، همراه با فرود هلیبورن که از مناطق کاهش یافته توسط تیم های کماندو برای حمله به بقیه رژیم های پراکنده در پهلوها و عقب استفاده خواهد کرد. هنگامی که آنها به ساحل برسند ، برتری کیفی آنها نسبت به نیروهای متلاشی - که تاکنون بدون شک تخریب ، بی نظم و روحیه می شوند - تسلط سریع در میدان جنگ را تضمین می کند. من انتظار دارم که این مرحله حداکثر سه تا چهار روز طول نکشد.

در این مرحله ، به احتمال زیاد تلاش می شود که با سیاستمداران متلاشی ، برنج نظامی ، گربه های چربی دار سرمایه دار و یکسره غیرنظامیان مانند "حشره ای" که از ویتنام در سال 1975 انجام شده ، با کشتی به طور دسته جمعی از تایوان فرار کنید. این برای دو نفر ناموفق خواهد بود دلایل: آمریکا بدون درگیر شدن در درگیری نمی تواند به اندازه کافی نزدیک شود تا بتواند کمک کند و ناوهای هواپیمابر چینی ، زیردریایی ها و کشتی های دیگر از سمت اقیانوس آرام جزیره را محاصره می کنند. تا زماني كه چين تصميم نگيرد كه رها كردن اين دشمنان مغلوب از نظر سياسي مصلحت تر باشد ، آنها بيشتر غرق مي شوند و گرد مي آيند و بازگردانده مي شوند.

بنابراین ، کل مبارزات مهم ، از اولین شلیک تا آخرین هفته ، به پایان خواهد رسید. س isال این است که آیا آمریکا در این صورت قصد دارد هزینه های یک کمپین چریکی را در تایوان پرداخت کند. چنین کمپینی بعید است درست مانند مبارزات چریکی تحریک آمریكا در دهه 1950 و 60 در تبت ناكام باشد. علاوه بر این ، تایوان سوریه نیست ، PRC می تواند بدون دردسر زیادی شهرها را قفل کند و سرمایه دارانی که من نام بردم ، به هر حال مبارزان چریکی به ویژه کارآمد نخواهند بود.

دوباره ، این تنها چیزی است که اگر تایوان وضع موجود را بر هم بزند ، اتفاق خواهد افتاد. اگر وضعیت موجود را برهم نزند ، سلطه چین و انحطاط آمریکا به این معنی خواهد بود که در هر صورت ، تایوان در نهایت بدون یک شلیک تصاحب خواهد شد.

David Chu
دیوید چو
ماه 7 پیش
پاسخ دادن به  جهادی کالین

تحلیل جالب چند امتیاز از پایان من.

چین برای خنثی سازی کامل و رها کردن تایوانی ها نیازی به حمله به تایوان ندارد. تمام کاری که چین باید انجام دهد ارسال موشک برای از بین بردن همه نیروگاه های برق و هر منبع تولید برق دیگر است. بدون برق ، تایوان ظرف 1 هفته قابل سکونت می شود. چرا؟ تمام جوامع مدرن برای پمپاژ آب ، تصفیه آب و غیره به برق نیاز دارند. بدون آب و قابلیت شیرین سازی آب دریا ، تایوان در عرض 1 هفته مرده است.

(چکسلواکی اغلب به عنوان نمونه ای از جدا شدن دو قومیت بدون آسیب رساندن به یکدیگر مطرح می شود. تشبیه غلط. این کشور فقط دارای دو گروه قومی اصلی بود ، و اگرچه آنها به دو ملت جدا شدند ،
هر دو آنها فقط تابعیت چکوسلواکی خود را برای جایگاه بردگان اتحادیه اروپا و علوفه توپ را برای ناتو داد و ستد کردند.)

چکسلواکی تا بعد از جنگ جهانی اول حتی یک کشور نبود. برای مجازات آلمان "مغلوب" توسط "همه دروغگوها" در پیمان ورسای ، توسط لباس شخصی ایجاد شده است. اگر به شکل این چکسلواکی نگاه کنید ، به نظر می رسد مانند خنجری است که قلب آلمان را هدف قرار داده است. یکی دیگر از این ملتهای ساختگی که توسط محور شر ، عمدتا ایالات متحده / انگلیس ، متناسب با نیازهای ژئوپلیتیکی آنها ایجاد شده است. مثل عراق.

cechas vodobenikov
cechas vodobenikov
ماه 7 پیش
پاسخ دادن به  جهادی کالین

برخی از تحلیل های شما توسط Zygmunt Bauman به اشتراک گذاشته شده است. چیان ملزم به حمله به تایوان نیست - سرانجام آنها با چین متحد خواهند شد - آنها توسط اکثر کشورها به عنوان یک کشور شناخته نمی شوند - مردم چین وحشی نیستند - آنها رنجی را که به دنبال خواهد آورد تشخیص می دهند
در حقیقت مطالعه ای که اخیراً توسط محققان آمریکایی انجام شده است ، مهاجران چینی ، نسل 1,2،2 را بررسی کرده است. آنها نتیجه گرفتند که مهاجر خوشبختی را هماهنگی می داند ، در حالی که نسل XNUMX شادی را همان آمریکایی های معمولی می دانند - پول و موفقیت

Jihadi Colin
ماه 7 پیش

"... نیروی دریایی ایالات متحده باقی مانده است ... .. قدرتی که صلح را حفظ می کند و آزادی دریانوردی را در دریاهای آزاد حفظ می کند."

هههههههههههههههههههههه (سرفه) ههههههههههههههه

David Chu
دیوید چو
ماه 7 پیش

این خبر بزرگ است!

CHUCKMAN
ماه 7 پیش

یک ارزیابی کاملا جالب

Undecider
بلاتکلیف
ماه 7 پیش

تاریخ تقریباً تکرار می شود. همانطور که ژاپنی ها قبل از جنگ جهانی دوم جنگ داشتند ، چینی ها ساخته می شوند و هدایت می شوند. تنها تفاوت ، در آن زمان آمریکا مردان واقعی داشت که می توانستند داوطلبانه در جنگ شرکت کنند.

ضد امپراتوری