اتحاد روسیه و آمریکا در مقابل چین یک پیشنهاد پوچ است. ایالات متحده یک قدرت رو به زوال است و پیشنهادات کمی دارد

بازار آمریکا در کنار فرصت هایی که پادشاهی میانه پررونق ارائه می دهد ، هیچ نتیجه ای برای روسیه ندارد

چین پشتوانه اقتصادی روسیه است و روسیه پشتوانه نظامی روسیه است

قابل انکار نیست که پتانسیل ژئوپلیتیک قابل اندازه گیری است و در اینجا یک تحلیل جالب توسط دیپلمات پیشین هند ارائه شده است MK بادراکومار، که در قطعه خود مثلث ایالات متحده ، روسیه و چین در شار ، دوباره به نتایج جالب توجهی می رسد و برخی از بینش های ارزشمند را ارائه می دهد. او ابتدا با دادن "مثلث بندی" کوچک و غیرتصوری کیسینجر شروع می کند 1970s برخی از درمان ها ، فراموش نکنید که به ذکر مثلث قبلی آیزنهاور در مورد 1950s: 

کیسینجر استدلال کرد که ایالات متحده ، که می خواست از دشمنی مسکو و پکن در دوران جنگ سرد سود ببرد ، بنابراین "باید این بازی تعادل قدرت را کاملاً غیر احساسی انجام دهد". در حال حاضر ، ما به چینی ها برای اصلاح روس ها و تربیت روس ها نیاز داریم. " اما در آینده ، برعکس خواهد بود ... اکنون این جمع بندی مفید است ، زیرا اقدامات ترامپ تاکنون نشانگر دستور کار بازگشت به دوران آیزنهاور است - مهار چین با ایجاد اتحاد با روسیه.

همانطور که یک بار هم اعلام نکردم ، "نظریه" ژئوپلیتیک آمریکایی بسیار غیر تصوری و سفت و سخت است. مغالطه اصلی این فرضیه است که ایالات متحده ابدی و همیشه قادر مطلق است - هر دو تصور بسیار نادرستی است. این بورس تحصیلی توسط "آکادمی" مانند برژینسکی یا فوکویاما ، و به طور کلی ، و مجموعه ای از روسوفوبها در رابطه با روسیه به ویژه. کیسینجر ممکن است فکر کند که ایالات متحده می تواند به بازی این مثلث ژئوپلیتیک ادامه دهد یا اینکه امروز این مثلث مفید است- یک ایده کیسینجر اکنون تمرین می کند -اما واقعیت بسیار پیچیده تر است و دیگر در مورد این ضرب المثل نیست و تا حد زیادی منسوخ شده است، مثلث آمریکا-روسیه-چین. دلایل (برخی از آنها) منسوخ شده است به این دلیل:

1. امروز اصولاً هیچ "اتحاد" معناداری (یا هر اصطلاح خسته کننده دیگری که می تواند در اینجا استفاده شود) بین روسیه و ایالات متحده امکان پذیر نیست. این تا حدی به دلیل افزایش G (t) و S (t) روسیه است که همان کاهش برای ایالات متحده است. و به این دلیل که روسیه امتیازات را در این روابط سلطنتی می داند. ایالات متحده به سادگی توانایی خرید "روسیه" را ندارد. می تواند در 1990s، به دلیل هوس و توهم شکست خورد. امروز این س isال مطرح است که آیا ایالات متحده قادر به بستن بندهای کفش از باتلاقی است که در آن قرار دارد؟

کیسینجر یادگاری از یک دوره گذشته است

2. روسیه و چین هر دو بخش اصلی اوراسیا هستند و این فقط در مورد روابط روسیه و چین نیست - این در مورد پیکربندی اقتصادی و امنیتی جدید اوراسیا است که در آن ایالات متحده فقط یک قدرت دیگر است که باید از مداخله در اوراسیا جلوگیری شود. امور. در واقع ، هند در حال بازی است ، ایران نیز بازی می کند و همچنین… drum roll - اروپا. اما نگرانی از طرف چین وجود دارد و قابل درک است:

روزنامه چینی دیلی که متعلق به دولت است ، سرمقاله ای را ارائه داد - آیا جلسه در هلسینکی روابط ایالات متحده و روسیه را از نو تنظیم کرده است؟ - جایی که تخمین می زند در بهترین حالت ، "اجلاس هلسینکی آغاز خوبی برای روابط بهتر بین ایالات متحده و روسیه است." با این حال ، قابل توجه است که سرمقاله نسبت به هرگونه دستیابی به موفقیت واقعی روسیه و روسیه ، از جمله در مورد سوریه ، موضوعی که پوتین به عنوان نمونه آزمایشی برای تأثیر همکاری روسیه و آمریکا عنوان کرد ، بدبین است.

این ناراحتی را می توان در بخش بعدی توضیح داد:

از سوی دیگر ، صفحه نخست حزب کمونیست چین گلوبال تایمز سرمقاله ای را ارائه داد که در آن تحلیل خیره کننده ای از آنچه ترامپ باعث شده است چنین توجه ("احترام") به روسیه داشته باشد - چین می تواند از احترام ترامپ به روسیه درس بگیرد. نتیجه گیری می کند که تنها دلیل قابل تصور می تواند این باشد که اگرچه روسیه یک قدرت اقتصادی نیست ، اما به دلیل قدرت نظامی نفوذ خود را در صحنه جهانی حفظ کرده است:

  • "ترامپ بارها تأکید کرده است که روسیه و ایالات متحده دو بزرگترین قدرت هسته ای در جهان هستند ، زرادخانه هسته ای ترکیبی آنها 90 درصد از کل جهان را تشکیل می دهد ، بنابراین ایالات متحده باید در صلح با روسیه زندگی کند. در مورد روابط آمریكا و روسیه ، ترامپ واضح است. "

برعکس ، اگر ایالات متحده امروز در حال فشار بر چین است ، به این دلیل است که چین ، اگرچه یک غول اقتصادی است ، اما همچنان یک قدرت نظامی ضعیف است.

و این مسئله مسئله چین و افرادی است كه در آنجا استراتژی هایی را تدوین می كنند - صرفاً استفاده از اندازه تولید ناخالص داخلی یا اندازه زرادخانه هسته ای به اندازه كافی برای تبدیل شدن به یك قدرت نظامی واقعاً قدرتمند ، یعنی به دست آوردن این م componentلفه اصلی كه مهمترین نقش را دارد ، کافی نیست. در این G (t) –XM. در اینجا ممکن است من مماس باشم و یک مثال بسیار جالب از دنیای کاملاً برکنار شده از ارتش را به یاد بیاورم که ممکن است تقریباً بی ربط به نظر برسد - با این وجود ، چنین بحثی بسیار خطرناک است.

حدود 10-11 سال پیش دو نفر از بزرگترین نوازندگان گیتار جاز و فیوژن نسل ، آلن هولدزورث و جان مک لاولین ، در صفحات یکی از مجلات گیتار که در آن نتیجه گرفتند ، یک بحث دوستانه داشتند ، به درستی ، هر چقدر که شخص در استفاده از گیتار الکتریکی خود خوب است ، همراه با سایر امکانات پردازش صدا یک گیتار الکتریکی را فراهم می کند پخش کننده ، فقط در صورتی مهم است که بتوانید صوتی ، کاملاً از پریز برق بازی کنید - این اندازه واقعی توانایی فرد است. در مورد قدرت نظامی نیز کاملاً همین امر وجود دارد - یکی یا یک قدرت نظامی عادی بزرگ است یا وقتی یک نگاه جدی به ماهیت درگیری نظامی و تکامل فن آوری نظامی انجام می شود ، صرفاً یک مشاهده کننده استاتیک یک بازی بزرگ قدرت جهانی است. که قابلیت متعارف به یک عامل تعیین کننده تبدیل می شود. در این ، آقای Bhadrakumar's نتیجه گیری نهایی اشتباه است:

در واقع ، اگر زمان بحران فرا برسد ، چین به تنهایی در کشور خود قرار خواهد گرفت کیسینجریان مثلث. و چین باید خود را برای چنین احتمالی آماده کند. از سوی دیگر ، افزایش چین برای ایجاد یک زرادخانه بزرگ هسته ای می تواند مفهوم بزرگی را در مسکو و واشنگتن مبنی بر اینکه آنها تنها بزرگسالان حاضر در اتاق برای حفظ تعادل استراتژیک جهانی هستند ، مسخره کند.

چین (نسبتاً) از نظر نظامی ضعیف است زیرا او سلاح هسته ای کافی ندارد - این مسئله می تواند نسبتاً سریع و با تأمین مالی چینی حل شود. ضعف نظامی نسبی چین ناشی از ضعف بزرگ فنی ، فرهنگی و سازمانی است مسائل مربوط به توانایی متعارف او ، که علی رغم ظاهر ظاهری صیقلی ، با ایالات متحده یا روسیه در هیچ کجا. این فناوری است - همیشه بوده و خواهد بود. این همچنین یک تجربه عملیاتی و نحوه استقرار نیروهای متعارف است که بسیار مهم است - چین در اینجا تجربه عملیاتی واقعی ندارد.

دلایلی وجود دارد که معتقد است برخی از شکافهای تکنولوژیکی هرگز بسته نخواهند شد - چین همچنان به مبارزه سخت در هواپیمایی ، زیردریایی ، فناوری فضایی و سایر مفاهیم کلیدی فناوری و عملیاتی ادامه می دهد.

علاوه بر این ، باید به این س answerالات پاسخ داد که چرا چین باید آماده هرگونه "کیسینجریان"احتمالی و این" مفهوم بزرگ "در مسکو چیست؟ همه نشانه های مسکو در تأیید تعهد مسکو به ادغام اقتصادی اوراسیا و حفظ صلح بدون شک صریح است - این امر بدون چین غیرممکن است.

اما به طور متناقضی ، پاسخ اصلی در وضعیت ژئوپلیتیک جدید روسیه نهفته است ، که به اصطلاح امروزی می توان آن را یک خودخواهی عملگرا توصیف کرد و در این دیدگاه جدید روسیه درباره خود چین ، چه به عنوان بازار فناوری انرژی و نظامی ، بسیار مهمتر از ایالات متحده همیشه خواهد بود.

سرانجام روس ها در مورد منافع روسیه و در ارتباط با چین ، یک بدبینی بسیار سالم را آموختند برای مشاهده پویایی تجارت متقابل- برخلاف ایالات متحده ، چین برای "خرید" روسیه از نظر ژئوپلیتیکی راهی دارد ، البته با شرایط روسیه و روسیه از داشتن پشتوانه استراتژیک چین بدش نمی آید. چین آن را می داند. این اصل جاودانه "شما پشت من را می خارانید - من شما را خراش می دهم" در مورد روابط روسیه و چین کاملاً صدق می کند ، در حالی که این در روابط ایالات متحده و روسیه م ​​andثر نیست و نخواهد بود ، بنابراین هرگونه بحث بیهوده در مورد "مثلث" را از بین می برد.

در واقع ، چرا یک چیز خوب را با خراش متقابل شکستن؟ به خصوص وقتی دنیای شجاع جدیدی در معرض خطر است که حداقل برخی از تعادل و نظم واقعی در آن بازیابی شود. همانطور که یک بار هم اعلام نکردم ، دوران زندگی کم مصرف الکلی و دزدان دریایی در کرملین گذشته استr - خوب است که حداقل این ایده در مورد کسی در واشنگتن آغاز شد. شاید کسی بالاخره از نظر موقعیتی در آنجا آگاه باشد. همانطور که می گویند - بهتر از هرگز دیر.

منبع: خاطره سازی از آینده

اشتراک
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
ضد امپراتوری